روی زمین نشستم و سرم را میان دستانم گرفتم. فکر کردم کاش می‌توانستم پیچ سرم را از گردنم جدا کنم. آن را روی زمین بگذارم و شوت محکمی به آن بزنم تا آن جا که ممکن است دورتر و دورتر برود. آنقدر دور که دیگر نتوان پیدایش کرد. اما من حتی شوت زدن هم بلد نیستم. حتما سرم همان کنار می‌افتاد.
۱ نفر این نقل‌قول را دوست داشت
Ali
‫۱۸ روز قبل، سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۶