تقویم مطالعه ۱۳۹۹ X
آبان
آذر
دی

آخرین فعالیت‌ها


  • کوری
    از کوری :

    راستش هیچکس نمی‌داند. این بیماری یا باید خودبه‌خود از بین برود و یا تا همیشه ادامه پیدا کند… (...)

  • کوری
    از کوری :

    اندوه و شادی می‌توانند برخلاف آب و روغن با هم قاطی‌شوند… (...)

  • کوری
    از کوری :

    آنقدر از دنیای‌بیرون دور هستیم که روزی به همین زودی، حتی خودمان را هم نمی‌توانیم بشناسیم، ناممان را نیز فراموش خواهیم‌کرد… (...)

  • کوری
    از کوری :

    آیا ازدواج کرده‌اید؟ - نه و فکر می‌کنم حالا دیگر کسی ازدواج نکند. (...)

  • کوری
    از کوری :

    او آدم ساده‌دلی بود که حتی اگر برایش فایده هم داشت، دروغ نمی‌گفت. (...)

  • کوری
    از کوری :

    با حالتی اندوهگین و زیرلبی گفت: جنس آدمی این است؛ نیمی بی‌علاقگی و نیمی خباثت‌ذات! (...)

  • کوری
    از کوری :

    وجدان‌اخلاقی که خیلی از آدم‌های بی‌فکر از آن پیروی نمی‌کنند و حتی بیشترشان آن را زیر پا می‌گذارند، یک حقیقت‌موجود است و ساخته‌ی فیلسوفان دوران‌دقیانوس که وجود روح در آدمی را تنها یک مسئله‌ی‌گنگ می‌دانستد، نیست. با گذشت زمان و رشد زندگی‌اجتماعی و تغییر و تکامل‌نژادی، ما اخلاق را در سرخی‌خون و شوری‌اشک ریختیم؛ اما گویی این مقدار هنوز کافی‌نبود. پس چشم‌ها را به نوعی آیینه‌ی درون‌نگر تبدیل‌کردیم و نتیجه ... (...)

  • کوری
    از کوری :

    بسیاری از مردم‌منطقی بر این باورند که مهیابودن فرصت، دلیل نمی‌شود کسی به راه دزدی کشیده‌شود. (...)

  • کوری
    از کوری :

    در واقع فرق چندانی بین کمک به آدم‌کور به‌خاطر دزدیدن اموالش و نگهداری از آدم‌سالخورده و زمین‌خورده و گنگ به امید رسیدن به اموال و میراثش نیست. (...)

  • کوری
    از کوری :

    آن مرد چیزی جز یک ماشین‌دزد ساده نبود که هیچ امیدی به پیشرفت در زندگی ندارد و همیشه صاحبان‌واقعی این شغل، از آنها بهره‌کشی می‌کنند. (...)

  • کوری
    از کوری :

    مردی که بعد از آن ماجرا ماشین مرد کور را دزدید، در آن لحظه به‌خصوص از کمک‌کردن به او نیت بدی نداشت؛ بلکه برعکس، او تنها دچار احساسات بشردوستانه و فداکاری شده‌بود که همه‌ی مردم می‌دانند دو ویژگی خوب انسان است و در همه، حتی در جنایتکاران بی‌رحم‌تر از آن مرد هم وجود دارد. (...)

  • کوری
    از کوری :

    خلاف آنچه عقل می‌گوید، در لحظاتی که آدم دچار ناامیدی یا نگرانی می‌شود، نیاز به اعصابی آگاه و هوشیار دارد. (...)

  • کوری
    از کوری :

    تاریکی در زندگی کورها چیزی جز عدم وجود نور نیست و چیزی را که به آن کوری می‌گوییم، فقط شکل‌ظاهری آدم‌ها و اشیا را مخفی و آنها را درست و سالم در پشت پرده‌ای سیاه حفظ می‌کند. (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    برای آدم‌ها و اشیا هیچ‌چیز خوش‌تر از بازی‌کردن نیست؛ همین‌طور برای بعضی از حیوانات… (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    بهتر آن‌که به مرگ تن بدهم؛ بی سر و صدا، بدون سراسیمگی. به حتم چیزی تغییر کرده‌است. دیگر بی‌وزن خواهم‌شد؛ نه سنگین، نه سبک، خنثی و بی‌اثر خواهم بود. این مسئله نیست؛ مسئله، درد احتضار است. باید مراقب این دردها باشم. (...)

  • هویت
    ستاره داد
  • مرگ شادمانه
    ستاره داد
  • دیوانه‌وار
    ستاره داد
  • سقوط
    ستاره داد
  • میرا
    ستاره داد
  • جنگجوی عشق
    ستاره داد
  • دفترچه‌ها
    ستاره داد
  • بیگانه
    ستاره داد