رنجهای ورتر جوان
Die leiden desjungen werther
- نوشته یوهان ولفگانگ فون گوته
- ترجمه سعید فیروزآبادی
- ناشر جامی
داستانی عاشقانه، پیرامون عشق و مرگ است. عشق به زنی سرشار از نبوغ، ورتر جوان را به سوی خودکشی سوق میدهد و در نهایت به همان سرنوشت عشق اسطورهای میکشاند. در چنین عشقی، ناگزیر یکی باید خود را قربانی سعادت و نیکبختی دیگری کند و ...
- تعداد صفحه
- ۲۲۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۲۶۸
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۱۰
نقل قولها و فعالیتها
۱۰ نقل قول
چقدر خوشحالم که گذاشتهام و رفتهام! دوست عزیز، راستی که قلب آدمی چیست! من حتی تویی را که دوست دارم و دلبستهاش هستم، میگذارم و میروم و خوشحالم!
یک روز در حین خداحافظی ، دست خود را پیش آورد و ب من گفت: بدرود ورترِ عزیز! ورترِ عزیز! این نخستین بار بود ک از کلمه ی عزیز برای من استفاده میکرد و شادی ک از شنیدن این سخن در وجودم احساس کردم تا مغز استخوانم نیز نفوذ یافت! آن را صد بار با خود تکرار کردم و در هنگام شب ، آن هنگام ک قصد رفتن ب بستر را داشتم و در حالی ک راجع ب انواع چیزها با خود سخن میگفتم ، ناگهان با خود گفتم شب خوش ورترِ عزیز! و نتوانستم از کار خود ب خنده نیفتم.
نظاره کردن ب او ، چه لذتی برای روحم در بردارد! آن هم در میان دایره خواهران و برادرانش!
ما برای چیزهایی که به سرمان نخواهد آمد بر خود میلرزیم و پیوسته بر همه چیزهایی که از دست ندادهایم اشک میریزیم.
تنها عشق است که در جهان وجود آدمی را ضروری میکند.



