عامه پسند
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
یک روز در حین خداحافظی ، دست خود را پیش آورد و ب من گفت: بدرود ورترِ عزیز! ورترِ عزیز! این نخستین بار بود ک از کلمه ی عزیز برای من استفاده میکرد و شادی ک از شنیدن این سخن در وجودم احساس کردم تا مغز استخوانم نیز نفوذ یافت! آن را صد بار با خود تکرار کردم و در هنگام شب ، آن هنگام ک قصد رفتن ب بستر را داشتم و در حالی ک راجع ب انواع چیزها با خود سخن میگفتم ، ناگهان با خود گفتم شب خوش ورترِ عزیز! و نتوانستم از کار خود ب خنده نیفتم.
نظاره کردن ب او ، چه لذتی برای روحم در بردارد! آن هم در میان دایره خواهران و برادرانش!
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.