30 اثر از کریستین بوبن
- نوشته کریستین بوبن
- ترجمه حبیب گوهریراد
- ناشر جمهوری
کریستین بوبن در سال ۱۹۵۱ در فرانسه، در شهر کوچکی به نام کروزو به دنیا آمد. کودکی آرام و بیدغدغهای را پشت سر نهاد و در جوانی در همین شهر به تحصیلات آکادمی پرداخت. او هیچگاه پا از کروزو بیرون ننهاده است. در اولین نگاه کریستین بوبن نویسندهای به نظر میرسد که روحی آرام دارد و این آرامش هم در چهره و هم در آثارش به خوبی مشهود است؛ اما پس از خواندن آثار او، خواننده کمکم جذب تفکر، نگاه درونی و اندیشه شخصی این نویسنده میشود.
- تعداد صفحه
- ۸۱۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۹۷۳۹۸۵
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۶۰
نقل قولها و فعالیتها
۶۰ نقل قول
حتی تنهاترین و بیکسترین انسانها نیز در درون خود کلبهای دارند و زنگولهای روی در ورودی آن نصب شده است که گاهی باد آن را تکان داده و به صدا در میآورد.
همه فکر و خیالم شده مهربانی و نیکیای که بتوان آن را مانند پلیدی و شر پرورش داد.
آراسته کنید خود را، به رقص در آیید، بخندید، من عشق را هیچگاه قادر نخواهم بود از پنجره دورافکنم.
عشق همانطور که در یک آب زلال پا میگذاریم، در دل ما رخنه میکند، نه خیلی مورد اعتماد و نه خیلی محرک و هوس انگیز، آبی که از عمق و دمایش بی اطلاعیم. در هر صورت با قلبی پرشوق داخل میشویم، اول یکی از پاها و بعد دیگری را وارد آب میکنیم، به آرامی کف آن قدم برمی داریم، شیب تندی ندارد، به ناگاه زیر پایمان خالی میشود، به ناچار دستها را پیش میبریم، چهره مان در انتظار خنکی آب شاداب و بانشاط میشود، سرشار از هراسی و طراوت، حالا دیگر مشکلی نیست: شنا میکنیم، خدای من، چه سعادتی، چه سعادتی نصیبم شد. آب زلال همان حسی را به انسان منتقل میکند که در بخشی از آسمان دارد، عشق نوپا نیز همان حس را که در وقت تقرب به خدا دارد. لذت سرگشتگی، لذت جنون.
موضوع عشق، بی جواب است. نه به آن دلیل که موضوع سردرگمی باشد، نه، مسئله این است که عشق یک معما نیست، تنها واقعیتی بدیهی است، آرامشی عمیق است، خطی آبی رنگ روی پلکهاست، لرزش خنده ایست روی لبها. نیازی نیست به واقعیتی بدیهی پاسخ داد، به آن خیره میشویم؛ نگاهش میکنیم، در خلوت با هم قسمتش میکنیم، ترجیحاً در خلوت.