- نوشته کریستین بوبن
- ترجمه پیروز سیار
- ناشر دوستان
من سه سالهام، درون این سن مینویسم، حروف الفبا را برمیدارم و کلبه یا برج یا قصری درست میکنم، اگر این کلبه دیگر مناسب حال من نباشد، یکی دیگر میسازم یا پابرهنه به راهرو میروم و در خانهای که مرکب آن را از هر چیز خالی کرده، یکه و تنها در سه سالگی آواز سر میدهم، هرگز از تنهایی تنها نمیشوم. همینجا توقف میکنم، روی این تصویر راهرو.
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۲۰۷۳۸۷
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۶
نقل قولها و فعالیتها
۶ نقل قول
کتابهایی که دوستشان میدارم، آنهایی هستند که از فرط خستگی و شادی نقش زمین شده اند، نوشته هایی که از فرط هوش وحشی خویش ابله مینمایند، کتابهایی که از فرط سلامت بیمارند و هر بار گونهٔ تازه ای از خواننده را از نو ابداع میکنند.
شعر زمانی دراز مرا آزرد تا بدانجا که دریافتم تنها آن را دوست داشته ام، بی آنکه به درستی بدانم چه بوده است.
نوشتن به سان یک کولی است که به فواصل زمانی نامنظم نزد من اتراق میکند و بی خبر میرود. این حق اوست. این حق ابتدایی کسانی است که دوستشان میدارم که بی هیچ توضیحی مرا ترک گویند، بی آنکه برای رفتنشان دلیل آورند، بی آنکه در صدد تلطیف آن با دلایلی که همواره کاذب است، برآیند. از کسانی که دوستشان میدارم هیچ چیز نمیخواهم. از کسانی که دوستشان میدارم جز این نمیخواهم که رها از من باشند و دربارهٔ آنچه میکنند یا نمیکنند، هرگز به من توضیح ندهند و البته از من نیز هرگز چنین چیزی نخواهند.
چهل سال دلم را بر دل کودکی سه ساله تکیه دادم. هرگز از پای نیفتاد. افکار و احساسات با تکیه بر این نقطهٔ اتکای سه سالگی، قدرت خویش را میآزمودند. آنگاه که بی بهره از یاوری، دو دل بودم که چه راهی در پیش گیرم، به این رخسارهٔ وحشی رو میکردم تا از آن آرامش گیرم. ما هرگز به این کودکی که در وجود ما است، به اندازهٔ کافی اعتماد نمیکنیم. آنجا که واژهها درمی مانند، زبان به سخن میگشاید. آنجا که دیگر باز میمانیم، راه میگشاید.
خوابیدن نخستین کار من است، بسی پیش از نوشتن. خواب تا درگاهی از روز را دوست میدارم. آنگاه که در خانهٔ خویش نخوابیده ام، غالباً از دیر برخاستن نگران میشوم: در خانه ای که متعلق به شما نیست، در چه ساعت معقولی باید از خواب برخیزید؟ این مسئله، به سان تمامی مسائل به راستی جدی، حل ناشدنی است.