ماه پنهان است
The moon is down
- نوشته جان اشتاینبک
- ترجمه پرویز داریوش
- ناشر علمی فرهنگی
- تعداد صفحه
- ۱۶۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۵۶۷۳۲
- سال نشر
- ۱۳۸۴
- تعداد نقل قول
- ۸
نقل قولها و فعالیتها
۸ نقل قول
کسی از او انتظار نداشت چیزی بپرسد یا فکری بکند بلکه فقط باید دستورات را اجرا میکرد. این بود که میکوشید ذهنش را از ناگواریها پاک کند از خاطرات تلخ جنگ گذشته و یقین به این که این یکی نیز همان سرنوشت را خواهد داشت. روزی پنجاه بار به خودش میگفت این یکی فرق خواهد داشت خیلی هم فرق خواهد داشت. در راهپیماییها در هیاهوی جمعیت در مسابقات فوتبال و در جنگ اصل ماجرا گم میشود. واقعیات غیرواقعی میشوند و مهی ذهن را فرامی گیرد. کشاکش و هیجان خستگی و جنب وجوش همه و همه در خیالی عظیم و غمناک درهم میآمیزند و آنگاه که همه چیز به پایان رسید دیگر نمیتوان درست به یاد آورد که چطور انسان هایی را کشتیم یا فرمان به کشتنشان دادیم و آنگاه کسان دیگری که در میدان جنگ نبودند به ما میگویند اوضاع از چه قرار بوده و ما گیج ومنگ میگوییم بله خیال میکنم همین طور بوده.
مردم خوششان نمیآید که تسخیر بشوند. مردم آزاده جنگ را شروع نمیکنند اما همین که شروع شد در ضمن شکست هم به جنگ ادامه میدهند.
ما جوانانمان را تنها برای پیروزی بار آورده ایم اما باید اعتراف کنم آنها هیچ نمیدانند که وقت شکست چه طوررفتار کنند… به جوانها گفته ایم که آنها از تمام جوانهای دیگر کشورها باهوشتر و شجاع ترندولی وقتی اینجا خودشان به چشم خود دیدند که ذره ای از جوانان دیگر باهوشتر یا شجاعتر نیستند بهت زده شدند…هم از ما متنفر شدند وهم از خودشان.
مردی که به کار بیاید نباید فرصت زیست یا مردن را به حساب بیاورد. باید تنها آن را حساب کند که آنچه انجام میدهد به خطاست یا به صواب.
خیال میکنند چون خودشان یک پیشوا و یک سر دارند ،ما هم مثل آنهاییم که اگر سر ما را قطع کنند ریشه ی این طغیانها بخشکد. اما ما مردمی آزاد هستیم ، به تعداد جمعیتمان پیشوا و سر داریم و در این مواقع حساس رهبران واقعی مثل قارچ میانمان میرویند.

