رستاخیز

Bockpcehne

۴.۵ از ۵ · ۲ رأی۷۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

آخرین رمان رآلیستی له‌ف تالستوی که شاهکار دیگری از هنر ادبی او محسوب می‌شود و تالیف آن در سال ۹۸۸۱ آغاز و در ۷۱ دسامبر ۹۹۸۱ به پایان رسیده است، رستاخیز نام دارد. کار تالیف این رمان ده سال طول کشیده است. تالستوی در این رمان نقایص و پلیدی‌های اجتماعی آن روز را که زندگیش بر پایه ظلم و بی‌عدالتی و ریاکاری استوار بوده، بر ملا می‌سازد. در این رمان خواننده با دو نوع رستاخیز روبه‌رو می‌شود: یکی رستاخیزی که در وجود اشراف‌زاده‌ای پشیمان از کردار گذشته خویش ظاهر می‌گردد، یکی هم رستاخیزی که وجود زنی فر یب‌خورده پس از رسیدن به حد کمال معنوی پدید می‌آید. له‌ف تالستوی، بزرگترین رمان‌نویس و واقع‌گرای روسیه در خانواه‌ای اشرافی به دنیا آمد. او خود مالکی بزرگ بود. اما به مبارزه با بی‌دادگری‌ها و ستم‌کاری‌های طبقه خود پرداخت. او درباره بی‌عدالتی زندگی افراد، حقیقت بی‌رحمانه‌ای را آشکار کرد که تمام دنیا را تکان داد. هیچ یک از آثار تولستوی از حیث ژرف‌نگری و تجزیه و تحلیل روح بی‌دادگری و ستم‌کشیدگی انسان به پای رستاخیز نمی‌رسد.

تعداد صفحه
۷۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۵۷۰۰۵
سال نشر
۱۳۸۹
نسخه‌ها
جلد کتاب رستاخیز
جلد کتاب رستاخیز
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

هیچ چیز بهتر از بازی، شخصیت افراد را آشکار نمی‌کند.

آدم‌ها وقتی سرنوشت و خطاهاشان آن‌ها را در شرایطی پرهیزناپذیر قرار می‌دهد، هرقدر هم این شرایط نادرست و ناراحت‌کننده باشد، از زندگی‌شان برداشتی کلی دارند که باعث می‌شود موقعیت‌شان به‌نظرشان مفید و محترمانه جلوه کند. این آدم‌ها با هدف دفاع از دیدگاه‌شان، به‌طور غریزی به محیط‌ها و آدم‌هایی رو می‌آورند که برداشت‌شان را از زندگی به‌طور کلی و مکان‌شان را در این نوع زندگی تأیید می‌کنند.

برای او مانند آراگو، خدا فرضیه‌ای بود که در زندگی نیازی به او احساس نمی‌کرد. چه اهمیتی داشت که دنیا چه‌گونه به‌وجود آمده و از کجا آغاز شده، حالا چه مطابق گفته‌های موسی باشد و چه نظریه‌های داروین. داروینیسم که برای رفقایش اهمیت زیادی داشت، برای او جز بازی‌هایی فکری، درست مانند آفرینش دنیا در شش روز، چیز دیگری نبود.

زندان‌ها نمی‌توانند آسودگی‌مان را تأمین کنند، چون زندانی‌ها برای ابد آن‌جا نمی‌مانند و سرانجام روزی رهاشان می‌کنند. برعکس در چنین جاهایی میزان فساد را در آن‌ها به بالاترین درجه افزایش می‌دهند، یا درواقع به‌میزان خطر می‌افزایند.

دیمیتری مانند مردهای دیگر دارای دو شخصیت کاملا متضاد بود: شخصیتی پیرو موازین اخلاقی که باعث خشنودی خودش و دیگران می‌شد و شخصیتی غریزی و حیوانی که آماده بود برای لذت‌جویی دنیایی را به‌هم بریزد و یا فدا کن.