آنی شرلی در خانه رویاها (جلد 5)

Anns house of dreams

۴.۲ از ۵ · ۱۰ رأی۳۹۲ صفحه۴۵ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

آنی شرلی دخترکی کک مکی است که موهای سرخی دارد و در یتیم‌خانه بزرگ شده است، او باهوش است، قوه تخیل بی‌حد و مرزی دارد و با امید و پشتکار و مهربانی‌های ساده‌اش، سعی می‌کند زندگی جدیدی را آغاز کند. هر چند برای ورود به این دنیای تازه باید سختی‌های بسیاری را پشت سر بگذارد، ولی آینده در نظرش آن قدر زیبا و امید بخش است که برای رسیدن به آن، با هر مشکلی کنار می‌آید و با هر شرایطی سازگار می‌شود.

تعداد صفحه
۳۹۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۵۳۶۱۹۲۹
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۴۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴۵ نقل قول

من عاشق چیزهای قشنگم. هیچ‌وقت اولین پیراهن قشنگم را فراموش نمی‌کنم؛ همان لباس قهوه‌ای‌رنگی را که متیو برای کنسرت مدرسه به من داد. قبل از آن هر‌چه داشتم زشت و بدقیافه بود. آن شب احساس کردم قدم به دنیای جدیدی گذاشته‌ام.

از میان پنجره‌ی کوچک انباری، نسیم گرم و خوش‌بوی بعدازظهر تابستان می‌وزید. شاخه‌های درختان در باد می‌رقصیدند و فراتر، جنگل و باغ سیب، در آرامش و بخشندگی غرق بودند. بر فراز همه‌ی این زیبایی‌ها، ابرهای سپید در آسمان آبی شناور بودند؛ و آن سوی دیگر، دریای نیلگون و امواج سپید خلیج می‌درخشیدند.

[دوشیزه کورنلیا:] خدا را شکر می‌توانیم دوستانمان را خودمان انتخاب کنیم. ولی بستگانمان را باید همان طور که هستند، قبول کنیم و امیدوار باشیم که آدم تبهکاری بینشان پیدا نشود.

[دوشیزه کورنلیا:] نباید اجازه بدهیم که همیشه فقط مردها بد اخلاقی کنند؛ موافقید خانم بلایت؟ آنی آهی کشید و گفت من هم کمی عصبی ام. -چه بهتر عزیزم. اینطوری کسی جرات نمی‌کند حقت را پایمال کند.

دکتر دیو زیاد مهارت نداشت. او همیشه به موضوع‌های فرعی بیشتر از خود مرض اهمیت می‌داد. ولی مردم وقتی درد دارند کینه‌های گذشته شان را فراموش می‌کنند. اگر او به جای دکتر، کشیش میشد هیچکس او را بخاطر حرف هایش نمی‌بخشید. مردم به دکتر جسم شان بیشتر از دکتر روح شان اهمیت می‌دهند.