- نوشته اوریانا فالاچی
- ترجمه لیلی گلستان
- ناشر امیرکبیر
زندگی، جنگ و دیگر هیچ نمایشگر یک سال از زندگی فالاچی میباشد. او این کتاب را در پاسخ خواهر کوچکش که پرسیده بود: ((زندگی یعنی چه؟)) نوشته است. پاسخ این سوال را در نبردها، زد و خوردها، وحشیگریها، و مرگ در ویتنام جستجو کرده است.
- تعداد صفحه
- ۵۳۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۰۰۰۵۴۵۳
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۴
نقل قولها و فعالیتها
۴ نقل قول
این به میزان بدبختی بستگی دارد، اگر بدبختی خیلی بزرگ باشد، دیگر میلی به جنگیدن با آن نداری، فقط میخواهی برای یک لحظه هم که شده آن را فراموش کنی.
میدانی، فهمیدن اینکه، چه موقع حس تردید، عشق و یا جنبشی ناگهانی در انسان پدید میآید، مشکل است. تو آن را مانند مرضی ناگهانی در درونت حس میکنی و تا وقتی که علائم مرض در تو نمایان نشود، متوجه اش نمیشوی.
پدرم یک کارگر بود. میخواهی یک چیزی را به تو بگویم؟ همیشه پسرهای کارگران هستند که در جنگ کشته میشوند!
من برای شناخت بشریت به اینجا آمده ام، به خاطر اینکه دلم میخواهد بفهمم مَردی که مَرد دیگری را میکشد، در جست و جوی چیست و وقتی که آخرین گلوله را در بدن مَردی فرو میکند به چه میاندیشد، من برای ثابت کردن عقیده ای که همیشه به آن معتقد بوده ام به اینجا آمده ام و آن پوچی و احمقانه بودن جنگ است و فکر میکنم جنگیدن، قاطعترین دلیل حماقت بشر است.