همیشه شوهر

Vechnyi muzh

۳.۶ از ۵ · ۷ رأی۲۶۴ صفحه۶ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید
تعداد صفحه
۲۶۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۳۱۶۰
سال نشر
۱۳۸۶
تعداد نقل قول
۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۶ نقل قول

می توانست با مهارت لطیفه ای گیرا، کنایه ای روح دار و یا مضمونی خنده دار را مثل این که تصادفی پیش آمده است در ضمن صحبت خود بیاورد بی این که نشان بدهد خودش ملتفت آن شده است، هرچند که کلمه به جا، یا آن لطیفه و حتی سرتاسر صحبتش از مدت‌ها پیش آماده و از بر شده بود و شاید بارها به کار رفته بود.

وقتی دید که تاجر در ابتدا یک صد و هفتاد و پنج روبل می‌گفت و بالاخره به یک صد و پنجاه روبل راضی شد، اندوه خفیفی به او دست داد. این قدر مایل بود زیاد پول خرج کند که اگر دویست روبل هم می‌خواستند با کمال خوش حالی می‌پرداخت.

ولچانینف بریده بریده فریاد کشید: - بسیار خوب! ابتدا سخن خود را از این جا شروع می‌کنم که شما آدم پستی هستید! پاول پاولوویچ که محسوس بود زیاد متوحش شده است، با ملایمت گفت: - اگر این طور شروع می‌کنید، چگونه تمامش خواهید کرد!

حتماً در شهر (ت) پاول پاولویچ چیز دیگری جز یک « شوهر» نبود. اگر، غیر از شوهر بودن، کارمند هم بود، می‌شود گفت: فقط به این جهت بود که کارهای خارجی اش یکی از تکالیف ازدواجش به شمار می‌رفت; هرچند که طبیعتاً کارمندی جدی بود ولی فقط برای خاطر زنش و موقعیت اجتماعی آن زن در شهر (ت) انجام وظیفه می‌کرد.

ولچانینف جسور بود. دوست می‌داشت گاهی خطر را تا سرحد شجاعتی که به مبالغه نزدیک بود استقبال کند، حتی اگر کسی هم نبود که او را ببیند و به تنهایی می‌بایست خویشتن را تمجید کند.