- نوشته فئودور داستایوفسکی
- ترجمه سروش حبیبی
- ناشر چشمه
داستایفسکی در این داستان تجربهی تلخ خویش را روایت میکند؛ آنگاه، که او در یکی از اقامتهایش در خارج از کشور، به جانب قمار کشیده میشود و میل مفرط به آن دارد. او حتی زندگی و آیندهی خود و محبوب خود ـ پولینا ـ را بر سر قمار میگذارد؛ اما آنگاه که عنان اختیار از کف نمیدهد، و بر خود مسلط میشود و شهامت به خرج میدهد، بر قمار ـ حتی قمار زندگی ـ چیره میشود.
- تعداد صفحه
- ۲۱۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۱۸۲۰
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۱۴
نقل قولها و فعالیتها
۱۴ نقل قول
آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایه حقارت حریف استوار است. این یک حقیقت قدیمی است که بر اشخاص زیرک پوشیده نیست.
گاهی فکری عجیب،خیالی واهی،و به ظاهر سخت از واقعیت دور،در ذهن آدم چنان قوتی میگیرد که آدم آنرا معقول و عملی میپندارد،سهل است،در صورتی که با میلی شدید و سودایی همراه باشد ممکن است آن فکر را امری ناگزیر و محتوم و مقدر بشمارد،چیزی که ممکن نیست حقیقتا شدنی نباشد.
ذهن طبیعی فرانسوی جز منطقی بازاری نمیفهمد و حاصلش جز چیزی مسکین و خنک نمیتواند باشد.
فرانسوی جماعت به ندرت طبعا خوشرو و مهربان است. مهربانیاش همیشه انگاری سفارشی و از روی حساب است.
لذت همیشه مفید است و قدرت مطلق و بیحد،ولو بر یک مگس،برای خود لذتی دارد. انسان طبعا خودکامه است و از رنج دادن دیگری خوشش میآید.
کتاب قمار باز یکی از برجستهترین آثار داستایوفسکی است. هرچند فصلهای ابتدایی داستان خیلی جاذب مخاطب نبوده است ولی به مرور و با پیشرفت داستان،خواننده را به ادامه دادن داستان تشویق میکند. نکته ای که در این نسخه مشاهده گردید ،ترجمه بسیار ضعیف این اثر بوده است. به دوستداران کتابهای داستایوفسکی شدیده پیشنهاد میکنم از نسخهای دیگر و با ترجمه بهتر استفاده کنند.

