دوست خانواده

۳.۷ از ۵ · ۳ رأی۳۳۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

باید اعتراف کنم که ترسیده بودم. به مجرد این‌که به استپانچینکو رسیدم، رویاهای رمانتیک من ناگهان خیلی عجیب جلوه‌گر شدند. ساعت در آن موقع ۵ بعدازظهر بود. جاده از کنار ملک اربابی می‌گذشت. مجددا بعد از ۱ غیبت طولانی باغ بزرگی که دوران طفولیتم را در آن گذزانده بودم و بعدا هم اغلب در موقع اقامت در مدرسه شبانه روزی آن را در رویا می‌دیدم مشاهده کردم.

تعداد صفحه
۳۳۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۱۹۰
سال نشر
۱۳۸۸
نسخه‌ها
جلد کتاب ناشناس
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.