امتیاز نداده‌اید

اندیشه‌های مارکز به گونه‌ای است که هرگز کسی جز خود او، نمی‌تواند در ذهن بپروراند و این از شگفتی‌های روزگار به حساب می‌آید که انسانی بتواند مطالبی را به تصویر بکشد که خوانندگان آثارش را به شگفتی و تحسین وادار سازد. به همین کتاب عشق سال‌های وبا استناد می‌کنیم. چگونه به ذهن کسی خطور می‌‌کند که بتوان شخصیت به ظاهر نخست داستان را با آن همه دانش و آگاهی، به گونه‌ای به قتل رساند که خواننده، پس از چند بار مطالعه کتاب، متوجه شود که ماجرای به آن سادگی و کاملا اتفاقی و غیر ارادی نیز پایه و اساسی جز عشق نداشته است؟ چگونه می‌توان در مدتی به اندازه نیم قرن، احساسی را زنده نگه داشت که آن را عشق می‌نامند؟ چگونه می‌توان زیباترین زن خو گرفته به زندگی اشرافی را به آغوش مردی سپرد که زشتی چهره‌اش، زبانزد خاص و عام است؟

تعداد صفحه
۵۴۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۱۵۸۹۰
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۴
نسخه‌ها
جلد کتاب عشق سال‌های وبا
جلد کتاب عشق سال‌های وبا
جلد کتاب عشق سال‌های وبا
جلد کتاب عشق در زمان وبا
جلد کتاب عشق در زمان وبا
جلد کتاب عشق در روزگار وبا
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

عقل زمانی به سراغ انسان می‌آید که دیگر کاری از پیش نمی‌برد.

تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم به خاطر عشق نباشد

هر چه در مورد یک عشق اتفاق بیافتد بر همه عشق‌ها در سراسر جهان اثر خواهد گذاشت

بعد نگاهی به فلورنتینو آریثا انداخت؛ به آن اقتدار شکست ناپذیرش، به آن عشق دلیرانه اش. عاقبت به این نتیجه رسید که این زندگی است که جاودانی است، نه مرگ. از او پرسید: « ولی شما فکر می‌کنید که ما تا چه مدت می‌توانیم به این آمد و رفت ادامه بدهیم؟» فلورنتینو آریثا جواب آن سوال را آماده داشت. پنجاه و سه سال و هفت ماه و یازده روز و شب بود که آماده داشت. گفت: « تا آخر عمر. »