عشق در روزگار وبا
El amaor en los tiempos del colera
- نوشته گابریل گارسیا مارکز
- ترجمه کاوه میرعباسی
- ناشر کتابسرای نیک
نگاه ناخدا به سمت فرمینا داثا چرخید و بر پلکهایش نخستین بارقههای یخچههای زمستانی را تشخیص داد. سپس فلورنتینو آریثا را برانداز کرد، با سلطه خللناپذیرش بر خویش و عشق تهورآمیزش، و تردیدی دیر هنگام گریبانش را گرفت که باعث هراسش شد: آنچه حد و مرز نمیشناسد زندگی است نه مرگ. ازش پرسید: "خب، جنابعالی خیال میکنید تا کی میتوانیم این رفت و برگشت مرده شور برده را ادامه بدهیم؟ " فلورنتینو آریثا پاسخ را از پنجاه و سه سال و هفت ماه و یازده روز پیش - به اضافه شبهایشان - آماده در آستین داشت. گفت: "تمام عمر". «عشق در روزگار وبا» روایت بیش از نیم قرن شیدایی است که تاماس پینچون دربارهاش با وجد میگوید: "واقعا محشر است...".
- تعداد صفحه
- ۴۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۹۵۳۵۱۶
- سال نشر
- ۱۳۹۵
نقل قولها و فعالیتها
عقل زمانی به سراغ انسان میآید که دیگر کاری از پیش نمیبرد.
تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم به خاطر عشق نباشد
هر چه در مورد یک عشق اتفاق بیافتد بر همه عشقها در سراسر جهان اثر خواهد گذاشت
بعد نگاهی به فلورنتینو آریثا انداخت؛ به آن اقتدار شکست ناپذیرش، به آن عشق دلیرانه اش. عاقبت به این نتیجه رسید که این زندگی است که جاودانی است، نه مرگ. از او پرسید: « ولی شما فکر میکنید که ما تا چه مدت میتوانیم به این آمد و رفت ادامه بدهیم؟» فلورنتینو آریثا جواب آن سوال را آماده داشت. پنجاه و سه سال و هفت ماه و یازده روز و شب بود که آماده داشت. گفت: « تا آخر عمر. »





