امتیاز نداده‌اید

رمان ۱۹۸۴ جورج اورول حاکی از روحیه‌ای است هشداردهنده. روحیه‌ای که در آن ترسیم می‌شود، نومیدی نزدیک به آینده انسان و هشدار آن این است که اگر روند تاریخ تغییر نکند، انسان‌های تمامی دنیا مهمترین ویژگی‌های انسانی خود را از دست خواهند. و بی آنکه حتی خود متوجه آن باشند به انسان‌های بی روح و خودکاری مبدل خواهند شد. اورول برای توصیف نوع اندیشه قالب در ۱۹۸۴ واژه‌ای ساخته است، که از پیش جزیی از واژگان جدید شده است.

تعداد صفحه
۳۹۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۷۵۶۳۱۵
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۲۱
نسخه‌ها
جلد کتاب 1984
جلد کتاب 1984
جلد کتاب 1984
جلد کتاب فایل صوتی 1984
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۲۱ نقل قول

اگر امیدی وجود داشت، باید در طبقه کارگر جست‌وجو می‌شد؛ زیرا فقط آن‌جا، در میان خیل عظیم توده‌هایی که مورد بی‌توجهی قرار گرفته بودند و هشتاد و پنج درصد جمعیت اوشنیا را تشکیل می‌دادند، امکان داشت نیرویی برای نابودی حزب ظهور کند. حزب نمی‌توانست از درون متلاشی شود. اگر دشمنی هم داشت، دشمنانش راهی برای گردآمدن و یا حتی شناخت یکدیگر نداشتند. حتی اگر انجمن افسانه‌ای موسوم به « برادری» وجود داشت که امکانش بود، احتمال کمی داشت که اعضای آن بتوانند در گروه‌هایی بیش از دو یا سه نفر دور هم جمع شوند. شورش و عصیان فقط در نگاه، آهنگ کلام و یا حداکثر زمزمه یک کلمه خلاصه می‌شد؛ اما اگر کارگران به نحوی از میزان توانایی خود آگاه می‌شدند، نیازی به تبانی و توطئه‌چینی نداشتند. فقط کافی بود به پا خیزند و همان‌‌گونه که اسب‌ها با لرزش بدن، مگس‌ها را می‌پرانند، تکانی به خود بدهند. اگر آن‌ها تصمیم می‌گرفتند، همین فردا صبح تمام حزب متلاشی می‌شد. بدون شک دیر یا زود آن‌ها به جایی می‌رسیدند که این کار را بکنند؛ ولی هنوز…

وینستون نوشت: اگر امیدی وجود داشته باشد، به طبقه کارگر است.

بدترین دشمن انسان، سیستم عصبی خود اوست. هیجانات درونی در هر لحظه ممکن است خودش را به صورتی مشخص آشکار سازد.

چه خوب بود اگر می‌شد آدم چشم‌هایش را ببندد و باور کند همه افراد ظاهری دارند مطابق با آن‌چه که حزب به عنوان ظاهر مطلوب معرفی می‌کرد.

هیچکس مطمئن نیست احساس کند که شرایط فعلی غیر قابل تحمل است؛ مگر آن‌که در حافظه‌اش خاطراتی از دورانی داشته باشد که وضع بدین منوال نبوده است.