ایزابل بروژ

Isabelle bruges

۳.۷ از ۵ · ۲ رأی۱۱۲ صفحه۱۰ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کسانی که انتظارشان را می‌کشی، در اعماق وجودت گم گشته‌اند؛ تو این را خوب می‌دانی. آن‌ها در ژرفا‌ی تاریک جانت سردرگم‌اند. آتشی روشن کن تا ببینند، تا راهشان را بازیابند، مسیری را که از جهنم به روز روشن می‌رسد، به خود امروز، ایزابل. جانت را بیافروز بنویس

تعداد صفحه
۱۱۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۵۱۸۱۶۱
سال نشر
۱۳۸۳
تعداد نقل قول
۱۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۰ نقل قول

چهره‌ها دروغ می‌گویند، ولی پشت‌ها هرگز. نگاه کنید. همه چیز را در آنها می‌توان دید، مطلقاً همه چیز را. درماندگی واقعی، سبک سری واقعی، خشم واقعی و خوش طینتی واقعی. پشت‌ها چهره‌های واقعی آدم‌ها هستند، چهره هایی که سعی در پنهان کردنشان ندارند. این‌ها هستند چهره‌های واقعی شان وقتی ما را ترک می‌کنند، وقتی از ما دور می‌شوند. ترجمه پرویز شهدی

پیاده روی یک هنر است، بی شک قدیمی‌ترین هنر. می‌توان آن را با هنر بافندگی مقایسه کرد، در خصوص رد کردن نخ‌ها از لا به لای هم و بافتن پارچه ای با تار و پودی چنان فشرده که جزئیاتش را نتوان تشخیص داد، ولی آدم از مجموع آن لذت می‌برد. قدم زدن هنری عاشقانه است، مثل هنر بافندگی. حرکت بدن‌ها و اندیشه ها، قهقهه ی جویبار و ترسیدن حیوان‌ها زیر بوته ها؛ همگی با یکدیگر هماهنگ اند، همه تار و پود یک پارچه را تشکیل می‌دهند و همزمان هوا و اندیشه، و دیدنی و نادیدنی را درهم می‌بافند. ترجمه پرویز شهدی

آغاز عاشق شدن همیشه به این صورت است، حتا با همین نشانه هاست که می‌توان به وجود عشق تازه پا گرفته پی برد: از بی انصافی یی که با خود می‌آورد، یا از یاد بردن ناگهانی همه چیز و همه کس. بی انصافی یی آرام، بی رحمی یی ملایم، که از همان آغاز خیلی خوب با عشق هماهنگ است. ترجمه پرویز شهدی

هیچ چیز در زندگی مهم‌تر از این نیست که آدم خودش را بشناسد. لازم است آدم دست به دامان کسی یا چیزی شود تا بفهمد کیست. برای این کار یا باید به یک کتاب متوسل شود، یا یک درخت گیلاس، یا عکاسی چهل ساله، چهل و اند ی ساله. ترجمه پرویز شهدی

تصویری برای خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی عدم حضور است، سرانجام از خود رها شدن و به همه چیزهای دو رو بر پیوستن. عدم حضور تصویری ندارد. ترجمه پرویز شهدی