- نوشته بختیار علی
- ترجمه آرش سنجابی
- ناشر افراز
من پدر ممد دل شیشهای هستم. او در حال مرگ است. علت مرگش هم بیوفایی نیست. عشق است. احساس میکنم عشق آنقدر شایسته نیست که کسی در راهش بمیرد. من تمام عمرم را با مرگ زیستهام، اما هیچکس را ندیدهام که از عشق بمیرد. پسرم دارد برای عشق میمیرد؛ چیزی که هیچوقت فکر نمیکردم برای مرگ یک انسان کافی باشد. دوست دارم بدانم کدام شما لاولی هستید. لاولی سپید گفت: من لاولیام... بسیاری از منتقدان، آخرین انار دنیا را بهترین و کاملترین رمان در ادبیات کرد میدانند. چناچه بخواهیم ترجمه به زبانهای مختلف را معیاری برای جهانی شدن یک رمان بدانیم، آخرین انار دنیا رمانی جهانی است چرا که تاکنون به زبانهای آلمانی، روسی، انگلیسی، عربی، یونانی، ترکی و اخیرا هم اسپانیایی برگردان شده و هنوز هم در نشریات ادبی دنیا نقدهایی میخورد... با رمان فوقالعاده قوی و تکنیکی روبهرو هستیم که بختیارعلی، هرچند جنگ و تبعات آن را دستمایه اصلی داستانش کرده اما به تمام مسائل بنیادی زندگی بشر از مرگ و تنهایی و خدا و زیبایی گرفته تا خیانت و تکثیر متشابه انسانها در یکدیگر نیز پرداخته و شگفتا که در انتهای داستان هم، هیچ انسانی را محکوم و مجرم یا عاری از خطا نمیداند. قالب داستان بر رئالیسم جادویی استوار است.
- تعداد صفحه
- ۳۴۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۴۳۰۵۳۶
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۴۱
نقل قولها و فعالیتها
۴۱ نقل قول
آدمی باید بداند راههای خودش کدامند، راههای خودش به تنهایی. راههایی که هیچکس دیگر امکان ندارد از آنها بگذرد… بعضی راهها در زندگی وجود دارند که آدمی حتا پس از مرگ هم شده باید از قیامت برگردد و از آنها راهی شود. چون اگر از آن راهها نرفته باشد. مرگش ناتمام باقی خواهد ماند…
هر کسی اثری… ردی، نشانهای به جا میگذارد.
پانزده سال بود گریه نکرده بودم. میدانی چقدر بد است آدم مدت زیادی گریه نکرده باشد.
آسودگی به این معنی که قبل از مرگ دنبال هیچ چیزی نباشیم، قبل از مرگ فکرت مشغول پاسخ هیچ پرسش نباشد. من از آرامش برایت حرف زدم، آرامش.
« یک جور معصومیت هست. فقط یک جور و دیگر هیچ، آن هم اینکه نگذارند انسان، انسان را درک کند. وقتی انسانها همدیگر را شناختند، همه چیز به گناه تبدیل میشود. »
