پیرمرد و دریا
The old man and the sea
- نوشته ارنست همینگوی
- ترجمه نازی عظیما
- ناشر افق
پیرمردی بود که تنها در قایقی در گلف استریم ماهی میگرفت و حالا هشتاد و چهار روز میشد که هیچ ماهی نگرفته بود. در چهل روز اول پسربچهای با او بود. اما چون چهل روز گذشت و ماهی نگرفتند...
- تعداد صفحه
- ۱۶۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۶۱۰۸
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۱۳
نقل قولها و فعالیتها
۱۳ نقل قول
تو خیلی چیزها باید با خود میآوردی که نیاوردی. حالا دیگر وقتش نیست که به چیزهایی که نداری فکر کنی پیرمرد. فکر کن با چیزهایی که داری چه میتوانی بکنی
انسان برای شکست آفریده نشده. انسان ممکن است نابود شود اما شکست نمیخورد
وقتی شکستمیخوری، کار راحت میشه. هیچوقت متوجهنشدهبودم در شکست، کار آدم چقدر سادهست!
دوستدارم یهکم شانسبخرم. البته اگه جایی باشه که اونو بفروشن!
حالا وقت این نیست که به نداشتههات فکر کنی. به کارهایی فکرکن که با چیزایفعلی که در دسترسداری، میتونی انجامبدی.

