زنگها برای که به صدا در میآید
For whom the bell tolls
- نوشته ارنست همینگوی
- ترجمه رحیم نامور
- ناشر نگاه
بر روی چمنهای کنار جنگل دراز کشیده و چانه را روی دستها گذاشته بود و به اطراف مینگریست. آب جویبار آرام و منظم از کوه سرازیر میگردید ولی از آن نقطه به بعد از سراشیبی نیز با قوت و سرعت رو به پایین میرفت. او نقشههای نظامی را بیرون آورد و در جلوی خود گسترد. رفیقش مردی سالخورده، کوتاه قد و قویبنیه بود.
- تعداد صفحه
- ۳۶۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۳۹۳۱
- سال نشر
- ۱۳۸۶
- تعداد نقل قول
- ۵
نقل قولها و فعالیتها
۵ نقل قول
هر کسی در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرفهای خودش را به او بزند، آزادانه، بدون رودربایستی، بدون خجالت، و الا آدمی از تنهایی دق میکند. ص 68
وقتی چیزی در انسان پیدا شد همیشه آثاری از آن در او میماند.
هر کس که صبح زود قبل از موقع عادی و لازم از خواب بیدار شود، یک نوع احساس میان تهی و خالی دارد شبیه احساسی که هنگام بروز حادثهٔ ناگواری در او تولید میشود.
فکر گذشته، اندیشه حال، نگرانی از آینده همگی سخت به او روی آورده بودند.
هر کسی در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرفهای خودش را به او بزند، آزادانه، بدون رودربایستی، بدون خجالت، و الا آدمی از تنهایی دق میکند.
