وداع با اسلحه
A farewell to arms
- نوشته ارنست همینگوی
- ترجمه مهدی افشار
- ناشر نشر بهسخن
«وداع با اسلحه» روایت دو سرشت و دو غریزه متضاد و متعارض بشری است؛ یکی نماد خشونت، خونریزی، تعرض، تهاجم و تجاوز است که ثمره آن ویرانی و کوچ اجباری مردمانی است که به ستم رانده شدهاند، آسیب دیدهاند و نصیبی جز آشفته حالی نداشتهاند و دیگری نماد مهر است و عشق و دوستی و باروری و فرزندآوری که ثمره آن آرامش است و سکوت و سکونی دلنشین که روح را به تعالی میرساند و درون را به وجد و نشاط و کمال. قهرمان داستان، ستوان آمریکایی است که به انتخاب خویش به ارتش ایتالیا میپیوندد و بر پرستار داوطلب انگلیسی عاشق میشود و آنگاه که بر بیهودگی این نبرد بیفرجام پی میبرد، به دنیایی پناه میبرد که نماد آرامش است و در همه سدههای گذشتهاش از جنگ دوری گزیده: سوییس. سرزمینی که از جهان وحشت و جنگ به اندازه یک دریاچه فاصله دارد و از دنیای خشونت و سبعیت، هزاران کیلومتر و در آنجاست که میتوان طعم عشق را با همه شیرینیهایش در کام خود چشید. اما افسوس که این شیرینی را دوامی نیست...
- تعداد صفحه
- ۴۰۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۹۸۷۰۷۰
- سال نشر
- ۱۳۹۵
نقل قولها و فعالیتها
دنیا همه را در هم میشکند، ولی پس از آن خیلیها جای شکستگی شان قویتر میشود.
شب ممکن است برای مردمان تنها، همین که تنهایی شان آغاز شد، وحشتناک باشد.
وقتی آدم چیزی نداشته باشه که ببازه، اداره کردن زندگی چندون سخت نیست.
یک طبقهای بر این کشورها حکومت میکنه که کودنه، هیچچیزی نمیفهمه، هرگز هم نمیتونه بفهمه. به این علته که ما گرفتار این جنگ هستیم.
ترسو هزار دفعه میمیره، شجاع فقط یک دفعه.






