موسیقی آب گرم

امتیاز نداده‌اید

مادرم ۱ سال زودتر از پدرم مرده بود. ۱ هفته بعد از این‌که پدرم مرد، من تنها توی خونه‌ش بودم. خونه‌ش در آرکادیا بود و من که نزدیک‌ترین کس او بودم، چند روزی بعد از مرگش، سر راه سانتاآنیتا به سرم افتاد که به خونه‌ش سر بزنم. مراسم کفن و دفن تموم شده بود، برای همین هم هیچ‌کدام از همسایه ها من رو نمی‌‌شناختن. رفتم توی آشپزخانه، از شیر یه لیوان آب برای خودم ریختم و خوردم.

تعداد صفحه
۹۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۰۴۹۴۹۸
سال نشر
۱۳۸۸
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

ناگهان به شکل مسخره ای از همه چیز جدا شدم. با آدمها که هستم، چه خوب باشند و چه بد ، تمام احساساتم تعطیل و خسته می‌شوند، تسلیم می‌شوم… مودبم… سر تکان می‌دهم… تظاهر می‌کنم که می‌فهمم، چون دوست ندارم کسی را برنجانم. این یکی از ضعف هایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده. معمولا وقتی سعی می‌کنم با کسی مهربان باشم روحم چنان پاره پاره می‌شود که به شکل ماکارونی روحانی در می‌آید. مهم نیست… کرکره ی مغزم پایین می‌آید. گوش می‌کنم. جواب می‌دهم… و آنها احمق‌تر از آن اند که بفهمند من آنجا نیستم. . !