من او
- نوشته رضا امیرخانی
- ناشر افق
اولا! یعنی پول خون پدرت، با الکل، به قیمت پشت جلد این کتاب است؟! اینقدر ارزان؟ اگر اینجوری است که یکی دو تا استکان لبپر هم برای ما بریز! خودت هم بزن، روشن میشوی! اصلا پول خون پدر یعنی چه؟ شدهای کانه برادر بزرگه برادران کارامازوف که ابویاش را نفله کرد! دستت درست! ...
- تعداد صفحه
- ۵۲۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۷۱۵۳۹۶
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
سر خم نکردم. من برای خیلی از چیزهایی که میدانم سر خم نمیکنم چه رسد به چیزهایی که نمیدانم، سر خم نکردم کمرم را راست گرفتم اما زانوهایم را خم کردم
وقتی رفیق آدم چیزی از آدم خواست، لطفش به این است که بی حکمت و پرس و جو بدهی. اگر حکمتش را بدانی به خاطر حکمت داده ای، نه به خاطر لوطی کری
خدا هم مثل رفیق آدمه. یک رفیق به آدم یک چیزی بگوید، لوطی گری میگوید بایستی انجام داد.