در تنگ

La porte etroite

۳.۵ از ۵ · ۱ رأی۱۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

این‌جا قصد نوشتن نخستین خاطره‌های خود را ندارم و آن‌چه می‌خواهم بنویسم تنها خاطره‌هایی است که به این سرگذشت ارتباط دارد. و می‌توانم بگویم که این ماجرا درست در سال مرگ پدرم آغاز می‌شود. شاید احساس من که از سوگواری‌مان و اگر غم خودم نبود، دست کم از دیدن غصه مادرم به هیجان آمده بود مرا مستعد تاثرهای تازه‌ای می‌کرد: بچه زودرسی بودم، آن سال که به فونگوزمار برگشتیم، ژولیت و روبر هر دو به نظرم بچه آمدند، اما چون آلیسا را بازدیدم، ناگهان دریافتم که دیگر هیچ یک از ما دو تن بچه نیستیم.

تعداد صفحه
۱۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۱۶۱۱
سال نشر
۱۳۸۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.