ایزابل

Isabelle

۳ از ۵ · ۱ رأی۱۰۴ صفحه۴ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

ایزابل، دختر زیبای گریزپا، در دل شب‌ها، دزدانه به باغ کارفورش می‌آمد... از بس کوشیده بود رازش را پنهان دارد، بچه علیلی به دنیا آورده بود... ایزابل سال‌ها پیش نامه‌ای برای دلدار خود نوشت، اما جوان ناکام پیش از دریافت نامه، پای دیوار باغی چشم از جهان فرو بسته بود. دلبر ایزابل را چه کسی، چه گونه و چرا کشته بود؟ راز عشق پرشور ایزابل، و راز مرگ دلبرش را باید از دهان گرم و دل پرسوز ایزابل شنید، آن هم با قلم آندره ژید، نویسنده نامدار فرانسه.

تعداد صفحه
۱۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۵۴۵۷۸
سال نشر
۱۳۸۲
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

اصولاً، برای اینکه کسی بتواند موضوعی را بیابد که قبلاً کسی به آن توجه نکرده است، باید راه رفته را رها کند. / از ترجمه ی عبدالحسین شریفیان

عجله کنید! عجله کنید! افکار و اندیشه‌ها درست مثل گل هستند: گل هایی که در بامداد تازه چیده می‌شوند دیرپاتر هستند و بیشتر می‌مانند. / از ترجمه ی عبدالحسین شریفیان

واقعا می‌دانم که در راستای پرهیزگاری و پارسایی چه چیزهایی به کمین اش نشسته اند؛ اما راستای دیگر چطور؟… راستای دیگر… / از ترجمه ی عبدالحسین شریفیان

رویدادها با چه حقه و فریبی و با چه بدخواهی و بد اندیشی خاصی درست همان چیزهایی از خودشان را از ما پنهان و پوشیده نگه می‌دارند که به احتمال بسیار زیاد برای ما جالب و جاذب هستند، و نیز چه دستمایه اندکی را به آن کس می‌دهند که واقعا نمی‌تواند رمز و رازهایشان را به زور از دلشان بیرون بکشد. / از ترجمه ی عبدالحسین شریفیان