اتاق شماره 6
- نوشته آنتوان چخوف
- ترجمه کاظم انصاری
- ناشر امیرکبیر (دانش امروز)
این داستان ماجرای دکتر و پنج بیماری است که در اتاق شماره ۶ بیمارستانی قرار دارند که فقط یکی از آنها از طبقه ممتاز و بقیه پیشهور و کاسبکارند... در یکی از روزهای اوایل بهار که برف سنگینی آمده بود، در گودال واقع در کنار گورستان دو جنازه کهنه پیدا میشود. یکی از آنها جسد یک پیرزن و دیگری جسد بچهای است که آثار مرگ غیرطبیعی در آنها مشاهده میشود. شایعه کشف این دو جنازه و وجود قاتل ناشناسی در شهر ورد زبانها میگردد و...
- تعداد صفحه
- ۲۰۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۰۰۱۴۷۰۷
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۴
نقل قولها و فعالیتها
۴ نقل قول
تنها شگفتیها را نباید در بین بیماران و پیرزنان جست و جو کرد. مگر تندرستی خود امری شگفت انگیز نیست؟ حتی مگر همین زندگی شگفت آور نیست؟ آری! همیشه آن چیزی که برای ما قابل فهم نیست در عداد شگفتی به شمار میرود. از داستان نقاش
مارک اورل میگوید: « درد جز توهم شدید درباره درد و تجسم آن توهم چیز دیگری نیست» اگر کسی اراده خود را طوری تقویت کند که بتواند این توهم و تجسم را تغییر دهد و یا از خود دور سازد و شکوه و ناله نکند، قطعاً درد بکلی از بین میرود. از داستان اتاق شماره 6
آرامش و خشنودی و رضایت بشر در خارج نیست بلکه در خود اوست. از داستان اتاق شماره 6
ار خوشبختی هیچ کس نمیمیرد، بدبختی نیز باعث مرگ کسی نمیشود. از داستان کالای جاندار
احتیاج و بیماری ما از این جهت است که خدای مهربان را خوب پرستش نمیکنیم…
داستان اندوه و خودکشی رو دوست داشتم.


