- نوشته آگوتا کریستف
- ترجمه اصغر نوری
- ناشر مروارید
امروز، یک نامه دریافت کردم، یک نامه رسمی. آنجاست، روی میزم، میتوانید بخوانیدش. نامه اعاده حیثیت توماس است، نامه بیگناهیاش. هیچوقت شک نداشتم که او بیگناه است. آنها برایم نوشتهاند: شوهرتان بیگناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدمهای زیادی را اشتباهی کشتهایم، اما حالا، همهچیز سروسامان گرفته است، ما پوزش میخواهیم و قول میدهیم که دیگر چنین اشتباههایی تکرار نشود. آنها میکشند و اعاده حیثیت میکنند. آنها معذرت میخواهند، ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همه موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
- تعداد صفحه
- ۱۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۱۲۲۶۲
- سال نشر
- ۱۳۹۲
- تعداد نقل قول
- ۸
نقل قولها و فعالیتها
۸ نقل قول
هر آدمی فقط واسه نوشتن یک کتاب دنیا آمده، نه هیچ کار دیگری. یک کتاب نبوغآمیز یا یک کتاب معمولی، مهم نیست، ولی کسی که هیچی ننویسد، یک آدم بازنده است، فقط از زمین میگذرد و هیچ ردی از خودش باقی نمیگذارد
زندگی همین است. همهچی با گذشت زمان محو میشود. خاطرات کمرنگ میشوند، درد کم میشود.
همهی جای این خاک بدبخت پر است از جسد.
اگر من را زنده بگذارند، جامعه دو یا سه کتاب گیرش میآید، به جای جسد من.
صمیمانه من را میبوسید، ولی خودم میدانستم که فقط برای کشف بوی الکل و سیگار این کار را میکند.