کاش کسی جایی منتظرم باشد

Je voudrais que quelqu un mattende quelque part

۳.۵ از ۵ · ۵ رأی۲۰۸ صفحه۵ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

سردم است. مثل بچه‌ها گریه می‌کنم. دلم می‌خواهد هر جایی جز این‌جا باشم. از خودم می‌پرسم با چه حالی برگردم خانه. رو به آسمان می‌کنم؛ حتی یک ستاره هم در آسمان نیست. گریه‌ام بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود. امیدم از همه‌جا ناامید شده. کاش کسی جایی منتظرم باشد... این آرزوی زیادی است؟

تعداد صفحه
۲۰۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۹۴۸۴۶۳
سال نشر
۱۳۹۳
تعداد نقل قول
۵
نسخه‌ها
جلد کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
جلد کتاب کاش کسی جایی منتظرم باشد
جلد کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۵ نقل قول

بهتر است از آن‌چه به راستی ارزش دارد حرف بزنیم، نه قیمت کیلویی. به هر حال، بی رنج، گنج میسر نمی‌شود. می‌توان با زبان خوش، مارترین ناشرها را از لانه درآورد.

ناگهان، زندگی به طرز مضحکی سرعت می‌گیرد و هنگامی که کنترل موقعیت پیش‌آمده از دستت می‌رود، وحشت می‌کنی.

مانند همه ی آدم‌هایی که تنها زندگی می‌کنند من هم شب‌ها هنگام برگشتن به خانه، اول به چراغ قرمز کوچک پیغام‌گیر تلفن نگاه می‌کردم. دوست داشتم برایم پیغامی گذاشته شده باشد. فکر می‌کنم هیچ‌کس از این وسوسه در امان نیست.

در واقع وقتی دخترها تصمیم بگیرند کاری خوب پیش برود، حتما می‌رود. هیچ چیز پیچیده‌تر از این نیست.

ماریام یک دمدمی‌مزاج واقعی است. از وقتی پانزده‌ساله بود تا حالا هر شش ماه یک‌بار (اگر اشتباه نکنم باید سی و هشت باری شده باشد) نامزد تازه ی زندگی‌اش را به ما معرفی می‌کند. می‌گوید این خوب است، این یکی راستگو و حقیقی است، با آن دیگری می‌خواد ازدواج کند، در دوستی با بعدی محکم و پابرجاست، آخری مطمئن است، آخرین آخرین‌ها. به تنهایی همه ی اروپا را تجربه کرده؛ نامزدش جوان سوئدی بود، ژیدسپ ایتالیایی، اریک هلندی، کیکو اسپانیایی و لوران نمی‌دانم اهل کجا. بی‌شک سی و سه تا دیگر مانده که بگویم اما حالا نامشان یادم نمی‌آید.