- نوشته ساموئل بکت
- ترجمه مهدی نوید
- ناشر چشمه
شاید یک رویاست، همه یک رویاست، که غافلگیرم میکرد، بیدار میشوم، در سکوت، و دیگر هرگز نمیخوابم. این من میشود، یا رویا، باز هم رویا، رویای سکوتی، سکوتی رویایی، لبریز نجواها، نمیدانم، فقط کلمات است، بیداری هرگز، فقط کلمات، چیز دیگری نیست، باید ادامه دهی، همین و بس، چندی دیگر متوقف میشوند، خوب میدانم، حسش میکنم، چندی دیگر ترکم میکنند، سکوت میشود، لحظهای چند، چند لحظه ناب، یا مال من میشود، آنکه ماندنی است، که نماند، که هنوز میماند، این من میشود، باید ادامه دهی، نمیتوانم ادامه دهم، باید ادامه دهی، ادامه میدهم، باید کلمات را بگویی، تا آن وقت که چیزی ازشان باقی مانده، تا وقتی که مرا بیابند، تا وقتی که مرا بگویند، درد غریب، گناه غریب، باید ادامه دهی، شاید پیش از این تمام شده است، شاید پیش از این که مرا گفتهاند، شاید مرا به آستانه قصهام رساندهاند، روبهروی دری که به قصهام گشوده میشود، که غافلگیرم میکند، اگر باز شود، این من میشود، سکوت میشود، آنجا که هستم، نمیدانم، هرگز نمیدانم، در سکوت نمیدانی، باید ادامه دهی، نمیتوانم ادامه دهم، ادامه میدهم.
- تعداد صفحه
- ۳۴۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۱۹۶۷
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
من معدن اطلاعات بی فایدهام.
بیا، بره کوچولوی من، به مراسم پر جست و خیز ما ملحق شو، به زودی تمام میشود، خواهی دید، فقط فرصتی کوتاه برای پایکوبی و شادی با یک بره کوچولو، جمعیتی فشرده و درهم.
آه، بله، بعضی چیزها، چیزهایی که خودم سرهم کردم، به امید بهترین نتیجه، لبریز از شک و تردید، به خس خس افتاده از خستگی.
همه چیز را برای خودم قدغن خواهم کرد، بعد طوری ادامه خواهم داد که انگار این کار را نکرده ام.
من هرگز به قدر کافی با خودم حرف نزدهام، هرگز به قدر کافی به حرفهایم گوش ندادهام، هرگز به قدر کافی به خودم جواب ندادهام، هرگز به قدر کافی برای خودم دل نسوزاندهام.

