- نوشته جان اشتاینبک
- ترجمه رضا اسکندری
- ناشر بهسخن
درسهای بیشماری در دل این رمان نهفته است که دیدگاه آدمی را به مفاهیمی چون حرص و آز، فداکاری، اهمیت بنیان خانواده و مناعت طبع طبقه فرودست جامعه در مقایسه با طبقه مرفه، باز میکند. سکانس پایانی اثر، از نظر بسیاری از منتقدان، ملغمهای بینظیر از زشتی، زیبایی و سخاوت است که با گذر زمان، هرگز از ذهن خواننده اثر زدوده نخواهد شد.«جان استاینبک» در این کتاب، حکایت رکورد اقتصادی دهه ۳۰ ایالات متحده را از زاویه دید خانوادهای از دهقانان اوکلاهوما که علیرغم میل باطنی ناگزیر به کوچ از دیارشان میشوند، بازگو میکند.
- تعداد صفحه
- ۷۰۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۹۸۷۲۶۱
- سال نشر
- ۱۳۹۵
نقل قولها و فعالیتها
آدم هرجا باشه عادت میکنه و دیگه براش سخته از اونجا بره. نحوه فکر کردن هم بعد از مدتی عادت میشه و دیگه عوض کردنش سخته. من دیگه کشیش نیستم اما همه اش بیاونکه خودم بفهمم دعا میخونم.
آزادی تو بستگی به پولی داره که برای خریدش میدی
نحوه ی فکر کردن هم بعد از مدتی عادت میشه و دیگه عوض کردنش سخته
