- نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری
- ترجمه میلاد یداللهی
- ناشر ابر سفید
یاد آن روزها بخیر، شش سال داشتم، در کتاب داستانهای واقعی - که در مورد جنگلی دستنخورده نوشته بودند - تصویر بسیار جالبی دیدم، یک مار بوآ که داشت حیوانی را قورت میداد. در آن کتاب خواندم که: «مارهای بوآ، شکارشان را بدون آن که در دهان له و لورده کنند، درسته میبلعند و بعد از آن چون نای جنبیدن ندارند میخوابند تا غذایشان به طور کامل هضم شود که این کار، تقریبا شش ماه طول میکشد.» بعد از خواندن این مطلب، درباره پیشامدهایی که احتمال داشت در آن جنگل روی بدهد، بسیار فکر کردم و سرانجام موفق شدم اولین نقاشیام را با مداد رنگی بکشم...
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۶۹۸۸۳۱۳
- سال نشر
- ۱۳۹۶
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
اگر این شاخک شاخکِ تربچهای گلِ سرخی چیزی باشد میشود گذاشت برای خودش رشد کند اما اگر گیاهِ بدی باشد آدم باید به مجردی که دستش را خواند ریشهکنش کند سلاام یه سوال اینجا معنی باید به مجردی که دستش را خواند ریشه کنش کند یعنی چی؟
وقتی یک رازی خیلی بزرگ باشد انسان جرات نافرمانی ندارد
اگه کسی گل رو دوست داشته باشد که تو کرورها کرور ستاره فقط یه دونه ازش هست برای احساس خوشبخی همین قدر بسه که نگاهی به آن همه ستاره بندازه و با خودش بگه « گل من یه جایی میون اون ستاره هاست»
هیچوقت نباید به حرف گلها گوش داد. گل رو فقط باید بویید و تماشا کرد.
روباه گفت: انسانها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموشش کنی. توتازنده ای نسبت به چیزی که اهلی کرده ای مسئولی. تومسئول گلتی…

















