شازده کوچولو

The Little Prince

۱۰۳ صفحه
امتیاز نداده‌اید

رمان شازده کوچولو، یک داستان تمثیلی اخلاقی، خودزندگی نامه ای معنوی و رمانی تأثیرگذار است که بیش از هرکتاب دیگری از فرانسه به زبان های دیگر ترجمه شده است. این اثر با جذابیتی پایان ناپذیر، داستان پسرکی را تعریف می کند که محیط امن سیاره ی کوچکش را به منظور سفر در جهان هستی و آموختن پیچ و خم های رفتار بزرگترها ترک می کند و در طول این سفر، ملاقات های شگفت انگیزی نصیبش می شود. سفر اودیسه وار شخصیت اصلی داستان، با ماجراجویی در سیاره ی زمین به اوج خودش می رسد. رمان شازده کوچولو که در سال ۱۹۴۳ در نیویورک به رشته ی تحریر درآمد، خیلی زود به پدیده ای عالمگیر در دنیای ادبیات تبدیل شد. این رمان به یاد ماندنی ، داستانی فلسفی با ارزش هایی انسانی است که بیش از ۷۰ سال از نسلی به نسل دیگر در جای جای دنیا منتقل شده است. رمان شازده کوچولو، نمادی از توسعه ی پایدار، سفیر صلح جهانی و مدافع حقوق کودکان در دنیای بزرگترها است.

تعداد صفحه
۱۰۳
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۰۱۳۸
سال نشر
۱۴۰۴
نسخه‌ها
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو (دبیر)
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو (با سی دی) انگلیسی فارسی
جلد کتاب شازده کوچولو (با نقاشی‌های آبرنگ نویسنده)
جلد کتاب شازده کوچولو (همراه با کتاب گویا)
جلد کتاب شازده کوچولو (همراه با تولد شازده کوچولو)
جلد کتاب رنگ آمیزی شازده‌ کوچولو
جلد کتاب هیبریدی شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو (تصویرسازی)
جلد کتاب شاهزاده کوچولو
جلد کتاب شازده کوچولو (همراه با تولد شازده کوچولو)
جلد کتاب شازده کوچولو
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

اگر این شاخک شاخکِ تربچه‌ای گلِ سرخی چیزی باشد می‌شود گذاشت برای خودش رشد کند اما اگر گیاهِ بدی باشد آدم باید به مجردی که دستش را خواند ریشه‌کنش کند سلاام یه سوال اینجا معنی باید به مجردی که دستش را خواند ریشه کنش کند یعنی چی؟

وقتی یک رازی خیلی بزرگ باشد انسان جرات نافرمانی ندارد

اگه کسی گل رو دوست داشته باشد که تو کرورها کرور ستاره فقط یه دونه ازش هست برای احساس خوشبخی همین قدر بسه که نگاهی به آن همه ستاره بندازه و با خودش بگه « گل من یه جایی میون اون ستاره هاست»

هیچوقت نباید به حرف گل‌ها گوش داد. گل رو فقط باید بویید و تماشا کرد.

روباه گفت: انسان‌ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموشش کنی. توتازنده ای نسبت به چیزی که اهلی کرده ای مسئولی. تومسئول گلتی…