کافکا در کرانه

Kafka on the Shore

۵۴۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

رمان کافکا در ساحل (رمان کافکا در کرانه) از دو شخصیت ممتاز و فوق العاده قابل توجه بهره می برد: پسری نوجوان، به نام کافکا تامورا، که از خانه می گریزد تا هم از غیب گویی مخوفی فرار کند که زندگی اش را با سرنوشت ادیپ، اسطوره ی یونانی، گره می زند و هم به دنبال مادر و خواهرش بگردد که مدت هاست خبری از آنان ندارد. شخصیت دیگر، پیرمردی ساده لوح به اسم ناکاتا است که بهره ی هوشی چندان بالایی ندارد و بعد از حادثه ای که در زمان جنگ برایش اتفاق افتاد، هرگز بهبودی کامل را به دست نیاورد. او، در خلال اتفاقات کتاب، به دلایلی به سوی کافکا کشیده می شود؛ اما همانند بسیاری از کارهای روزمره ی زندگی، ناکاتا چیزی از این دلایل دستگیرش نمی شود. زمانی که مسیر زندگی این دو شخصیت هم سو می شود و دلایل این هم گرایی آشکار می شود، هاروکی موراکامی برای خوانندگان کتابش، دنیایی شگفت انگیز خلق می کند که در آن گربه ها صحبت می کنند، از آسمان ماهی می بارد و ارواح برای معاشقه یا ارتکاب به قتل، از بدن های خود به بیرون می خزند. کافکا در ساحل، نشان گر اوج بلوغ و پختگی یکی از بهترین داستان سرایان دنیا، هاروکی موراکامی است.

تعداد صفحه
۵۴۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۱۷۳۵۱۹
سال نشر
۱۴۰۰
نسخه‌ها
جلد کتاب کافکا در کرانه
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب Kafka on the Shore
جلد کتاب Kafka on the Shore
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در کرانه
جلد کتاب کافکا در کرانه
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب Kafka on the Shore
جلد کتاب Kafka on the Shore
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

اگه همه ی آدم‌ها نابغه بودند، دنیا حسابی بهم می‌ریخت؛ بعضی‌ها باید کنار بایستند و مراقب اوضاع باشند.

داشتن چیزی که نماد آزادیه میتونه شخص رو خوشحال‌تر از رسیدن به اون آزادی کنه

خالی بودن مثل یه خونه خالیه. یه خونه خالی که قفل و بند نداره. هرکسی می‌تونه هروقت دلش خواست وارد بشه. همین منو بیشتر از هر چیز دیگه ای می‌ترسونه.

چیزهایی که او می‌دانست در مقابل بی کرانی دنیا هیچ بود.

تا وقتی چیزی به اسم زمان وجود داره، هرکسی در نهایت آسیب میبینه و به چیز دیگه ای تبدیل میشه، این اتفاق همیشه می‌افته؛ دیر یا زود.