سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
Colorless tsukuru tazaki and his years of pilgrimage
- نوشته هاروکی موراکامی
- ترجمه امیرمهدی حقیقت
- ناشر چشمه
سوکورو تازاکی ماهها در چنبره مرگ گرفتار شده بود چون یک روز هر چهار دوست صمیمیاش به او گفته بودند که دیگر نه میخواهند ببینندش، نه با او حرف بزنند، هیچوقت. او حالا به سارا دل بسته ولی رابطهاش با او هم به در بسته خورده است. سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش رمانی است درباره عشق، دوستی، و سالهای سال دلشکستگی.
- تعداد صفحه
- ۳۰۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۴۳۴۰
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
حالا چیزی که مانده بود نوعی تسلیم بی صدا بود؛ حس و حالی بی رنگ، خنثی و پوچ.
چیز دیگری که از کار در شرکت آموختم این بود که اکثر مردم هیچ مشکلی با پیروی از دستورات ندارند. عملا از اینکه به آنها گفته شود چه انجام دهند خوشحال میگردند. شاید شکایت کنند، اما احساس واقعیشان چیز دیگری است. تنها از روی عادت غرولوند میکنند. اگر به آنها بگویی باید مستقل فکر کنند و خودشان تصمیم بگیرند و مسئولیت کاری را قبول کنند، میبینی هیچ کاری از آنها برنمیآید
تا پنج ماه بعد از بازگشت به توکیو، در یک قدمی مرگ زندگی کرد. لبه ی پرتگاهی تاریک، جای کوچکی برای زندگی درست کرده بود-خودش بود و خودش. در نقطه ای خطرناک، آن لب لب تلوتلو میخورد؛ اگر در خواب غلت میزد، ممکن بود ته این پرتگاه سقوط کند. با این حال وحشت نداشت. فقط به این فکر میکرد که سقوط در این پرتگاه چقدر ساده است.
یکی از بهترین کتابهایی که خوندم… موراکامی بیشتر از اینا حقشه…







