رفیق من نمی‌خواستم تو را بکشم… حالا برای نخستین بار می‌بینم که تو هم آدمی هستی مثل خود من. من همه اش به فکر نارنجک‌هایت، به فکر سر نیزه ات، و به فکر تفنگت بودم؛ ولی حالا زنت جلو چشمم است و خودت و شباهت بین من و تو. مرا ببخش رفیق. ما همیشه وقتی به حقایق پی می‌بریم که خیلی دیر شده. چرا هیچ وقت به ما نگفتند که شما هم بدبختهایی هستید مثل خود ما. مادرهای شما هم مثل مادرهای ما نگران و چشم به راهند و وحشت از مرگ برای همه یکسان است و مرگ و درد و جان کندن یکسان. مرا ببخش رفیق. آخر چطور تو می‌توانی دشمن باشی؟ اگر این تفنگ و این لباس را به دور می‌انداختیم آن وقت تو هم مثل کات و آلبرت برادر من بودی. بیا بیست سال از زندگی من را بگیر و از جایت بلند شو.
۳ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Ali
‫۲ ماه قبل، سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۶
hedgehog
‫۲ ماه قبل، چهار شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۴
jhamid93
‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۵