ساحره پورتوبلو

A bruxa de portobello

امتیاز نداده‌اید

زندگی او در جدالی میان رویاهایش و واقعیت بود. سرنوشتش را تحقق بخشید، اما دنیا هنوز آماده پذیرفتن او نبود. عذرا؟ قدیسه؟ شهید؟ دیوانه؟ آتنا کیست؟ آتنا شخصیت اصلی داستان ساحره پورتوبلو است. یتیمی که مادر کولی‌اش او را در ترانسیلوانی سر راه گذاشت. کودکی که زن و شوهر لبنانی به فرزندی پذیرفتند و به بیروت بردند. کارمند بانک بزرگی در لندن. دلال موفق املاک در دبی. کاهنه خیابان پورتوبلو. آتنا ازدواج می‌کند، بچه‌دار می‌شود و بعد فشارهای اقتصادی و خانوادگی، منجر به جدایی او و شوهرش می‌شود. اما حالا که خودش مادر شده، دچار وسواس فکری می‌شود و مدام به زنی می‌اندیشد که خودش را به دنیا آورد. سرانجام برای کشف دلیل اینکه مادر چگونه می‌تواند فرزندش را سر راه بگذارد، به رومانی می‌رود تا مادر خونی‌اش را در میان کولی‌های ترانسیلوانی پیدا کند. اما سفر هرگز انسان را فقط به مقصدی که خودش در نظر گرفته نمی‌رساند. داستان را کسانی می‌گویند که او را می‌شناختند، از جمله مادرخوانده‌اش، شوهر سابقش، یک کشیش، یک استاد خطاطی، زنی بازیگر و روزنامه‌نگاری که بر روی خون‌آشام‌ها تحقیق می‌کند. هر یک از این افراد وجهی متمایز از شخصیت او را آشکار می‌کنند و آن‌چه را دیده‌اند و تجربه کرده‌اند، در کنار باورها، دغدغه‌ها و احساسات خودشان به ما می‌گویند. پائولو کوئیلو در ساحره پورتوبلو، طرحی شگفت‌انگیز و پر رمز و راز پیش روی ما می‌گذارد که به تدریج سنتی کهن و زنانه را بر ما آشکار می‌کند.

تعداد صفحه
۳۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۵۹۶۰۵
سال نشر
۱۳۸۷
تعداد نقل قول
۱
نسخه‌ها
جلد کتاب ساحره پورتوبلو
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

وقتی ظرف می‌شویی، دعا کن. شکر کن به خاطر اینکه ظرف هایی داری که بشویی، این یعنی غذایی در کار بوده، یعنی کسی را سیر کرده ای، یعنی با محبت از یکی دو نفر مراقبت کرده ای…. برایشان آشپزی کرده ای، میز چیده ای. تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند، یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند…

من، دیشب مُردم. امشب، هنگامی که روی صحنه بودم و دیدم دقیقا کاری را انجام میدهم که بخاطرش انتخاب شده ام، بار دیگر از خاکستر هایم متولد شدم.

من از برداشتن گام هایی که در نقشه نیست می‌هراسم اما اگر علی رغم واهمه هایم آن گام‌ها را بردارم، زندگی بسیار جالب‌تری خواهم داشت.

این دلیل دیگری ست که به خدا اعتقاد ندارم. منظورم این است که به رفتار آنهایی که اعتقاد دارند، نگاه کنید!

تغییرات تنها زمانی رخ میدهند که کاملا بر خلاف کارهای میشگی مان عمل میکنیم.