- نوشته ژان پل سارتر
- ترجمه حسین سلیمانینژاد
- ناشر چشمه
بهترین کار این است که رویدادها را روز به روز نوشت. دفترچه خاطراتی داشت تا همهچیز را به روشنی دید. نباید چیزهای جزئی و پیشامدهای کوچک را از قلم انداخت، حتی اگر پیش پا افتاده به نظر برسند؛ به خصوص باید طبقهبندیشان کرد. باید بگویم این میز را، خیابان و مردم، یا بسته توتونم را چطور میبینم، چون اینها هستند که تغییر کردهاند. باید به دقت وسعت و ماهیت این تغییر را مشخص کرد.
- تعداد صفحه
- ۲۵۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۸۸۸۱
- سال نشر
- ۱۳۹۷
نقل قولها و فعالیتها
دارم بیشتر از خودم عمر میکنم…
هر موجودی بدون دلیل زاده میشود، از روی ضعف خودش را امتداد میدهد و به تصادف میمیرد.
… ولی هر دم گویا در شرف آن بودند که همه چیز را ول کنند و خودشان را نابود کنند. خسته و پیر و به نادلخواه به وجود داشتن ادامه میدادند، فقط چون که ضعیفتر از آن بودند که بمیرند، چون که مرگ فقط میتوانست از بیرون به سراغشان بیاید.
… او همیشه دلش میخواست به « لحظههای کامل» برسد.
انگار وضع بهنجارشان خاموشی است و سخن تب خفیفی است که گاه و بیگاه میگیردشان.

