امتیاز نداده‌اید

اصل عمده و اساسی در ادبیات، آن‌گونه که سارتر می‌گوید، بررسی رابطه انسان با جهانی نامعقول است، جهانی کم‌تر دل‌پذیر، آکنده از ابهام و تردید، آکنده از اضطراب؛ و جهان آنتوان روکانتن از این امر مستثنی نیست. غثیان حدیث انسان تنهایی است که در چرخ و واچرخ زمان، از تنهایی خویش پناهگاهی می‌سازد تا بنواند در مقابل هجوم افکار سرد و تیره و سهمگین تاب بیاورد و روزنی به نور بجوید، افکاری که او را به هر سو می‌برد: به حقایق بی‌چون و چرای زندگی انسان‌ها، به قدم‌های کند و سنگین یک پیرزن در درازنای زمان، به اشیای قطاری در راه، به ضخامت لیوان نوشیدنی، به خطوط ناب و نرم‌نشدنی نغمه‌های موسیقی، به نور کم‌رمق سپیده‌دم. او در پس این تفکرات روزنی را می‌جوید تا به موقعیتش در جهان روشنی بخشد، تا بتواند به درون‌کاوی خویش بپردازد؛ روزنی که برای ادامه زیستش توجیهی به دست دهد: «می‌خواهم پیش از آن‌که خیلی دیر شود به وضوح درونم را ببینم.»

تعداد صفحه
۳۲۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۱۷۴۳۶۲
سال نشر
۱۳۹۱
نسخه‌ها
جلد کتاب تهوع
جلد کتاب تهوع
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

دارم بیشتر از خودم عمر میکنم…

هر موجودی بدون دلیل زاده می‌شود، از روی ضعف خودش را امتداد می‌دهد و به تصادف می‌میرد.

… ولی هر دم گویا در شرف آن بودند که همه چیز را ول کنند و خودشان را نابود کنند. خسته و پیر و به نادلخواه به وجود داشتن ادامه می‌دادند، فقط چون که ضعیف‌تر از آن بودند که بمیرند، چون که مرگ فقط می‌توانست از بیرون به سراغشان بیاید.

… او همیشه دلش می‌خواست به « لحظه‌های کامل» برسد.

انگار وضع بهنجارشان خاموشی است و سخن تب خفیفی است که گاه و بیگاه می‌گیردشان.