شاهکارهای کوتاه (6 داستان) مجموعه داستان

۳.۴ از ۵ · ۱ رأی۳۱۲ صفحه۷ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

زن جوانی، میان گروه دعاخوانان، نزدیک در ورودی زانو زده بود. اردنیف از میان گروه بینوایان و سائلین بکف و زن‌های فقیر ژنده‌پوش که در انتظار صدقه بودند، راهی برای خود باز کرد و کنار زن جوان زانو زد. لباسشان به هم می‌خورد. اردنیف صدای نفس ناآرام زن جوان را که همراه دعا از دهان نیمه‌بازش بیرون می‌آمد می‌شنید. چهره زن جوان مانند شب پیش، از احساسات تند و وحشت بی‌انتهایی حکایت می‌کرد...

تعداد صفحه
۳۱۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۷۶۰۰۱۳
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۷ نقل قول

برای اینکه بتوانیم تصوری صحیح و جامع داشته باشیم، باید در همه جا گوش کرد، و نه تنها در یک حاشیه و یا گوشه ای معین و نقطه ای ثابت. کی می‌داند - شاید موفق شدم و توانستم که به مطلبی یا چیزی تسلی بخش برسم. / از داستان « بوبوک»

معروف است، در دویست و پنجاه سال قبل، وقتی فرانسوی‌ها در اسپانی اولین دارالمجانین را بنا کردند، مردم اسپانی می‌گفتند که: « این‌ها کلیهٔ احمقان و ابلهانشان را در خانهٔ جداگانه ای محبوس می‌کنند، تا به دیگران بگویند و بفهمانند که خودشان مردم عاقل و دانایی هستند. » اسپانیاییها حق دارند: با این وسیله که دیگران را در تیمارستان محبوس کنیم، فقط می‌خواهیم عقل و خرد خودمان را به اثبات رسانیم و بس. می‌گوییم: « آقای X دیوانه شده است، و از این حکم نتیجه می‌شود که پس حالا ما عاقلیم. » / از داستان « بوبوک»

چیزی فشار دهنده‌تر و تحمل ناپذیرتر از آن نیست، و نمی‌تواند باشد، که انسان فقط در اثر یک اتفاق به کلی نابود شود، فقط در اثر یک اتفاق، اتفاقی که ممکن بود اصلا واقع نشود، انسان از بین برود فقط به علت تراکم پیش آمد‌های شومی که ممکن بود، چون لکه ای از ابر، از کنار ما بگذرند و ناپدید شوند. / از داستان « نازنین»

یک نفر چیزی را برای خودش موهبتی می‌داند، و آن را به عنوان مقدس‌ترین عقیده در قلب خودش حفظ می‌کند و به آن ارزش می‌دهد و با وجود این به علتی نامعلوم آن خاصیت و سجیه برای اطرافیانش مضحک تظاهر می‌کند؛ و به نظر ایشان خنده دار می‌آید. / از داستان « نازنین»

مثلا شما مردی پاک و بی آلایش باشید، و در مقابل دروغ‌ها و نیرنگ‌های دیگران دائما بجنگید، ولی در نظر همه کس، یک نفر زشتخوی بد طینت معرفی شوید، و حال آنکه پاکدامن‌ترین و محترم‌ترین مردم عالم هستید. یک بار تجربه کنید، که در چنین موقعیتی و با در نظر داشتن، و تحت تاثیر بودن چنین حالاتی آیا باز می‌توانید بزرگ منشی و بی اعتنایی نشان بدهید؟ نه: ببینید قطعاً موفق نخواهید شد و من - من در تمام مدت زندگی خود بار سنگین این کار را به دوش کشیدم و تحمل کردم. / از داستان « نازنین»