- نوشته پل استر
- ترجمه خجسته کیهان
- ناشر انتشارات افق
سیستمی مخوف و مقتدر، مردی را به جاسوسی و مراقبت از همسایهاش که مردی نویسنده و روشنفکر است میگمارد. مرد جاسوس به مقتضای شرایط جدیدش، رفته رفته تنها و خلوتگزین میشود. روزی در مییابد که مرد همسایه نیز مامور مراقبت از اوست. سپس دچار این وهم میشود که مرد همسایه کسی نیست جز خود او. گویی انسان تنهایی است که مراقبت از خود را به عهده دارد و اگر دست از پا خطا کند به دست خود کشته خواهد شد.
- تعداد صفحه
- ۱۲۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۰۷۲۴
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۱۶
نقل قولها و فعالیتها
۱۶ نقل قول
چنان از واقعیت به دورند که با سکوت یکسان اند.
ناگهان دیگر فاصله ای وجود ندارد؛ گمان و واقعیت یکی میشوند.
نوشتن کاری است در تنهایی. نوشتن بر زندگی آدم مسلط میشود. به یک معنی نویسنده برای خودش زندگی ندارد. حتی وقتی در جایی حضور دارد، واقعاً حضور ندارد.
او هزاران نکته آموخته، اما تنها چیزی که به او آموخته اند این است که هیچ نمیداند.
نمی داند این آغاز پایان است. چون نزدیک است اتفاقی بیفتد، واقعه ای که پس از آن هیچ چیز مثل گذشته نخواهد ماند.