- نوشته پل استر
- ترجمه خجسته کیهان
- ناشر انتشارات افق
ناتان مردی شصت ساله، بعد از طلاق، بازنشستگی، پیروزی بر سرطان و دل باختن به پیشخدمتی در یک رستوران، خاطرات زندگیاش را مینویسد. کتاب او در صبح یک روز بهاری ابعاد تازهای مییابد: او تام خواهرزاده گمشدهاش را مییابد و هر دو با احساسات، ضعفها و خیالبافیهایشان در هتل اگزیستانس، هستی خویش را میکاوند.
- تعداد صفحه
- ۳۶۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۲۹۵۷
- سال نشر
- ۱۳۸۶
- تعداد نقل قول
- ۱۱
نقل قولها و فعالیتها
۱۱ نقل قول
بیکاری باعث فکر کردن میشود و فکر کردن ممکن است خطرناک باشد؛ هرکه تنها زندگی کرده باشد این را به راحتی درک میکند.
آدم نباید بگذارد کس دیگری به جای خودش تصمیم بگیرد، ولو اینکه به او اعتماد داشته باشد و باور کند که او بهتر مید اند.
وقتی مردی تصور میکند که با مرگ فاصله ای ندارد، با هر که مایل به شنیدن باشد، صحبت میکند.
ناتان را میبینی؟ سرطان ریه گرفت درحالی که هرگز در عمرش سیگار نکشیده بود.
هرگز نباید نیروی کتاب را دست کم گرفت.
در ابتدا بگم از عنصر غیر قابل پیش بینی بودن داستان لذت بردم، چون این موضوع خواننده رو به ادامه دادن تشویق میکنه. شخصیتهای داستان گرچه بسیار با هم متفاوت هستن اما در نقطه ای با هم برخورد دارن و آن سردرگم بودن آنهاست. تقاطع آرزو و برخورد با واقعیت در کتاب خیلی خوب نوشته شده و شما با احساس رضایت کتاب رو تموم میکنید!