من پیش از تو

Me before you

۳.۹ از ۵ · ۱۱۶ رأی۵۳۶ صفحه۱۸ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

آن شب نتوانستم بخوابم. در اتاق قوطی کبریتی دراز کشیدم و به سقف چشم دوختم و تلاش کردم با دقت تمام دو ماه گذشته را براساس آن‌چه اکنون می‌دانستم، بازسازی کنم. گویی همه‌چیز تغییر کرده بود، تکه‌تکه شده و در جای دیگر آرام گرفته بود، به قالبی تبدیل شده بود که من شناختی از آن نداشتم.

تعداد صفحه
۵۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۶۶۰۵۴۲۵
سال نشر
۱۳۹۴
تعداد نقل قول
۱۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۸ نقل قول

ما فقط بک بار زندگی می‌کنیم و این وظیفه ی ماست که اون رو به بهترین شکل بگذرونیم

مهربان باشید. همه آدم‌ها در حال دسته و پنجه نرم کردن با چیزی هستند که شما از آن خبر ندارید.

- کلارک تو دیگه کی هستی! واقعا که از خودراضی هستی. -کی؟ من؟ -خودت را از هر چیزی محروم می‌کنی فقط با این فکر که اهلش نیستی. -نحیر، این طورها نیست. -از کجا می‌دانی نیست؟هیچ کاری نکردی. هیچ کجا نرفتی. واقعا خبر از خودت داری که کی هستی؟

طوری با من رفتار می‌کرد که احساس می‌کردم احمق تمام عیار هستم، در نتیجه در حضورش تبدیل می‌شدم به آدم احمق تمام عیار

در محله‌ی ما، سوار شدن به یک اتومبیل گران‌قیمت به این معنا بود که فوتبالیست تور زده‌ای یا پلیس‌های لباس‌شخصی دستگیرت کرده‌اند.