- نوشته جوجو مویز
- ترجمه مریم مفتاحی
- ناشر آموت
لوسیکا کلارک دختر پرستاری که در دنیای بزرگتری به رویش گشوده شده است، میرود تا زندگی را از سر بگیرد و آهنگی دیگر از بودن خویش بنوازد. لوسیا که اینک تحول عظیمی در او رخ داده است با تچربه جدیدی روبهرو میشود و شرایط به گونهای رفم میخورد که یک بار دیگر در آزمون زندگی شرکت میکند وبر سر دوراهی میایستد. در نهایت مجبور میشود انتخوابش را بکند و این شاید بزرگترین تصمیم زندگیاش باشد که...
- تعداد صفحه
- ۵۴۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۸۴۰۱۸۸
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۲۱
نقل قولها و فعالیتها
۲۱ نقل قول
وقتی از خاطرات تلخ و غمهایمان با دیگران حرف میزنیم و از موفقیتهای ناچیزی که داشتیم میگوییم، یاد میگیریم که هیچ اشکالی ندارد غمگین باشیم، احساس غربت کنیم یا عصبانی باشیم. هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم که دیگران چیزی از آن درک نکنند، هر کسی سفر خودش را میرود، ما هیچ قضاوتی نمیکنیم. در بارهی هیچ چیز. فرد زیرلب گفت: به غیر از آن بیسکویتها. واقعا که وحشتناکاند.
به هر حال،در زندگی چیزهای بد هم وجود دارد،غیر از این است؟اما چه چیزی بهتر از بودن در کنار خانواده؟در عشق،در امنیت و سلامت؟
حالا وقتی توی روزنامه میخوانم که صندوقدار بانک کلی پول دزدیده،زنی بچه اش را کشت،خواهر و برادری مفقود شده اند میدیدم دیگر مثل گذشته از وحشت نمیلرزم،بلکه به بخشی از ماجرا فکر میکنم که از نظرها پنهان و در روزنامه نیامده است.
رنج و اندوه میتواند شما را به رفتارهایی وادارد که حتی نمیتوانید کمترین درکی از آنها داشته باشید.
اجازه میدادم حبابهای شادی و خشنودی مرا در احاطه ی خود بگیرند. میدانستم این حبابها وقتی بترکند، دیگر وجود نخواهند داشت.

