یادداشت‌هایی از خانه مردگان

۴ از ۵۴۰۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

فیودور داستایفسکی، یکی از بزرگترین نویسندگان قرن نوزدهم روسیه، در پی اتهامی سیاسی، ۴ سال را در یک اردوگاه کار اجباری در سیبری گذراند. تجربه وحشتناکی که بعدها به نوشتن یادداشت‌هایی از خانه مردگان، یکی از شاهکارهای ادبیات کلاسیک، انجامید. این رمان آمیزه‌ای است از وقایع، بحث‌های فلسفی و تجربه رنج‌های روانی که با ظرافتی بی‌نظیر از چشم‌انداز یک زندانی محکوم به مرگ روایت می‌شود. برخی از منتقدان، این رمان را مهم‌ترین اثر داستایفسکی برشمرده‌اند.

تعداد صفحه
۴۰۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۷۴۳۹۲۲۷
سال نشر
۱۳۹۴
نسخه‌ها
جلد کتاب خاطرات خانه اموات
جلد کتاب خاطرات خانه مردگان
جلد کتاب خاطرات خانه مردگان
جلد کتاب خاطرات خانه اموات
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

ملال. هایی وجود دارند که همه‌چیز در برابرشان رنگ می‌بازند، تا آنجا که آدم نه به محیط کثیف و نامطبوعی که در آن قرار گرفته اهمیتی می‌دهد، نه به اجبارهایی که او را در هم می‌شکند و نه به غذاهای نفرت‌انگیز و بی‌رمقی که به خوردش می‌دهند. نازک نارنجی‌ترین افراد، آقایانی توی پرقو بزرگ شده، پس از یک روز بیگاری دادن و عرق ریختن، لقمه نان سیاه و سوپ آبکی‌ای را که سوسک‌ها در آن شناورند بدون هیچ شکوه و شکایتی می‌خورد.

بس که این تیره‌روزها فاقد شهامت هستند.

خیلی‌ها هم دست به ارتکاب جنایت می‌زنند تا به زندان با اعمال شاقه محکوم شوند و خود را از شر زندگی بس رنج‌آورتر و طاقت فرساتری که می‌گذرانند رهایی بخشند. چنین افراد فلک‌زده ای در آزادی شاید دشوارترین ناراحتی‌ها را تحمل میکرده‌اند، هرگز غذای خوب یا کافی برای خوردن پیدا نمی‌کرده‌اند یا از صبح تا شب برای اربابی سنگدل جان میکنده‌اند. در زندان کار آسان‌تر است نان فراوانتر و با کیفیت بهتر روزهای یکشنبه و ایام عید گوشت نصیب زندانی میشود صدقه دریافت می‌کند حتی می‌تواند چند پشیزی هم به دست بی‌آورد. و در چه اجتماعی؟ اجتماع آدم‌هایی خلاف کار و حقه‌باز که به همه زاویه‌های جسم و روحش آشنا هستند. در نتیجه آدم فلکزده ای مثل او به چشم شگفتی و احترام به رفقای زندانی اش مینگرد؛ هرگز نظیر آنها را ندیده، آنها را افراد برجسته‌ای به شمار می‌آورد، آیا واقعا میشود مجازاتی یکسان، برای افرادی این همه متفاوت و ناهمسان در نظر گرفت؟ ولی پرداختن به پرسش‌های بی‌پاسخ چه فایده‌ای دارد.

برگزاری آیین‌های مذهبی او را در حالتی خلسه‌وار فرو می‌برد که در آن نه چیزی را می‌دید نه صدایی را می‌شنید و نه متوجه می‌شد دور و برش چه می‌گذرد.

حق تنبیه فردی توسط فرد دیگر، یکی از زخم‌های جامعه است، وسیله‌ایست مطمئن برای خفه کردن نطفه مدنیت و کمک به نابود ساختن‌آن.