مادام بواری

Madame bovary

امتیاز نداده‌اید

ما موقع ورود مدیر، داخل کلاس نشسته بودیم. پشت سرش پسر تازه‌ واردی داخل شد که اونیفرم مدرسه را نپوشیده بود و همچنین مستخدم مدرسه با یک میز بزرگ، همراه آن‌ها بود. دانش‌آموزانی که چرت می‌زدند، هشیار شدند و همه از کارشان دست کشیدند و ایستادند.

تعداد صفحه
۴۲۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۰۶۲۹۵۷
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب مادام بوواری
جلد کتاب مادام بوواری
جلد کتاب مادام بوواری
جلد کتاب مادام بوواری
جلد کتاب مادام بوواری
جلد کتاب مادام بوواری
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

مرد حداقل آزاد است و می‌تواند به هوسهایش دست یابد هر جا خواست برود از موانع بگذرد و دوردست‌ترین خوشبختی‌ها را به چنگ آورد اما زن همیشه با موانع روبه رو است و چون ضعیف و انعطاف پذیر است و محدودیتهای قانونی و عرفی هم دست و پایش را می‌بندد ، اراده اش همچون تور کلاهش که به نخی بند است به هر بادی می‌لرزد. همیشه هوسی او را به دنبال خود می‌کشد و حادثه ای سد راهش می‌شود.

واقعا چه چیزی بهتر از اینکه شب، درحالی که باد به شیشه‌ها می‌کوبد و چراغ هم روشن است آدم کنار آتش بنشیند و کتابی بخواند. آدم هیچ دغدغه ای ندارد، ساعت‌ها می‌گذرد. بی حرکت در سرزمین هایی که جلوی چشمت ظاهر می‌شوند میگردی، فکرت با خیال آکنده می‌شوند و ماجراها را دنبال می‌کنی یا حتی وارد جزئیاتشان می‌شوی. فکرت با ماجراها هم یکی می‌شود، انگار تویی که لباس آنها را به تن داری.