- نوشته گوستاو فلوبر
- ترجمه محمد قاضی - رضا عقیلی
- ناشر بدرقه جاویدان
مادام بواری madame bovary که میتوان آن را در میان رمانهای معاصر یکی از شاهکارها دانست داستان جذاب زنی است «اماروئو» Ema Rouault دختر یک دهقان نرماندی که روحی سرکش و سودائی دارد. روحی که هیچ وقت اقناع نمیشود. به سودای رهائی از زندگی روستایی با مردی به نام شارل بواری Charles Bovary که یک کمک پزشک شهرستانی است ازدواج میکند لیکن دیری نمیگذرد که به ابتذال و ناچیزی روح این مرد مهربان و مظلوم ولی بینور و کوتهبین پی میبرد و از زندگی با او سخت احساس کسالت میکند...
- تعداد صفحه
- ۴۳۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۳۲۰۶۴۵
- سال نشر
- ۱۳۹۵
نقل قولها و فعالیتها
مرد حداقل آزاد است و میتواند به هوسهایش دست یابد هر جا خواست برود از موانع بگذرد و دوردستترین خوشبختیها را به چنگ آورد اما زن همیشه با موانع روبه رو است و چون ضعیف و انعطاف پذیر است و محدودیتهای قانونی و عرفی هم دست و پایش را میبندد ، اراده اش همچون تور کلاهش که به نخی بند است به هر بادی میلرزد. همیشه هوسی او را به دنبال خود میکشد و حادثه ای سد راهش میشود.
واقعا چه چیزی بهتر از اینکه شب، درحالی که باد به شیشهها میکوبد و چراغ هم روشن است آدم کنار آتش بنشیند و کتابی بخواند. آدم هیچ دغدغه ای ندارد، ساعتها میگذرد. بی حرکت در سرزمین هایی که جلوی چشمت ظاهر میشوند میگردی، فکرت با خیال آکنده میشوند و ماجراها را دنبال میکنی یا حتی وارد جزئیاتشان میشوی. فکرت با ماجراها هم یکی میشود، انگار تویی که لباس آنها را به تن داری.





