1 عضو غیروابسته

Mannen zonder vrouw

۴.۵ از ۵ · ۲ رأی۱۰۴ صفحه۴۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

«من اون‌قدر دوستش دارم که تمام چیزایی که تا حالا برام لذت‌بخش بودن، دیگه در نظرم خسته‌کننده و مسخره‌ان؛ دیگه دلم نمی‌خواد ورزش کنم؛ حوصله ندارم برم لباس بخرم؛ حتی می‌ترسم بشینم پشت پیانو، درش رو باز کنم؛ دیگه میلی به غذا خوردن ندارم؛ ساکت می‌شینم و فقط نگاه می‌کنم. اگر قلب اون بزنه قلب من هم این‌جا می‌زنه؛ درست مثل دو تا کشتی که با کابلی محکم به همدیگه وصل شده باشن. اگه بخوای اون کابل رو پاره کنی، هیچ چاقویی برای پاره کردنش وجود نداره.»

تعداد صفحه
۱۰۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۲۱۱۸۶۰
سال نشر
۱۳۹۶
تعداد نقل قول
۴۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴۱ نقل قول

زندگی، عجیبه! نیست؟ چیزهایی که یه روزی درخشان و زیبا به نظرت می‌رسیدند و با دیدن‌شون از خود بیخود می‌شدی و حاضر بودی همه چیزت رو فداشون کنی، بعد یه مدتی و با مرور زمان یا با تغییر دیدگاهت، یه‌دفعه از شدت گیرایی‌شون کم می‌شه و با کمال تعجب، دیگه زیبایی‌شون رو از دست می‌دن.

مارماهی‌ها فکرهای مخصوص خودشون رو دارن. اونا درباره‌ی موضوعات مخصوص خودشون و به زبان مخصوص خودشون فکر می‌کنن. اصلا ممکن نیست، اصلا نمی‌شه بخوای اون فکرها رو به زبان آدم‌ها بگی. افکار اون‌ها توی قالب کلمه‌های آدمیزاد نمی‌گنجه، متعلق به دنیای آبه؛ مثل بچه‌ای که توی شکم مادرشه. ما می‌دونیم جنین‌ها هم به چیزهایی فکر می‌کنن، ولی نمی‌تونیم به زبانی که توی دنیای خودمون استفاده می‌کنیم، بیانشون کنیم. مگه نه؟

خاطره‌های زندگی قبلی که همین‌جوری یاد آدم نمیان. هرقدر هم به مغزت فشار بیاری باید خیلی شانس داشته باشی که یه‌جا یه اتفاق خاصی بیفته که تو ذهنت یه جرقه بزنه و خاطره‌ی زندگی قبلیت رو بیدار کنه تا بتونی اون رو به یاد بیاری. تازه اون‌وقت فقط چیزهای محدود یادت میاد نه همه چیز. این اتفاق‌ها هم ناخواسته می‌افتن. دست خود آدم نیست. مثل این می‌مونه که بخوای از سوراخ کوچیک دیوار، کل چشم‌انداز پشت اون دیوار رو ببینی. خب معلومه که نمی‌تونی! چون اون سوراخ، وسعت دیدت رو محدود می‌کنه.

دکتر توکای عقیده داشت تمام زن‌ها با عضوی خاص و مستقل از اعضای دیگر بدنشان متولد می‌شوند؛ اندامی که با آن می‌توانند دروغ بگویند. این‌که کجا، چگونه و چه دروغی بگویند در هر فرد متفاوت است اما آنها به‌طور کلی در فواصل معینی دروغ می‌گویند، به‌خصوص اگر موضوع مهمی در میان باشد.

برای من، موثرترین راه فراموش نکردن، نوشتن و روی کاغذ آوردن کلمات است.