۲۴ رمان
ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود. وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغالتحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود.
ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ...
ناتاشا
ناتاشا روی پلهها با همسایهاش، بارون وولف، ساکن آن طرف سرسرا برخورد کرد. کمابیش کاهلانه از پلههای لخت چوبی بالا میرفت. دستش را با ملایمت روی نردههای پلکان میکشید و به نرمی از میان دندانها سوت میزد. «با این عجله کجا میری ناتاشا؟»
«داروخانه، که نسخه پدر رو بپیچم. دکتر الان اینجا بود. پدر بهتره.»
«آه، این خبر خوبیه.»
آتش کمفروغ
آتش کمفروغ به گفته برخی از منتقدان، برجستهترین اثر ولادیمیر ناباکوف است که در سال 1962 برای اولین بار انتشار یافت و از همان ابتدا با تجلیل فراوان روبرو شد. این اثر از آن دست کارهاست که به چند بار خواندن نیاز دارد و خواننده دقیق با هر بار خواندن این اثر به اندیشههایی تازه بر میخورد.
از زمان انتشار این ...
دعوت به مراسم گردنزنی
«دعوت به مراسم گردنزنی» همچون صدای ویولون در فضای تهی است. دنیا آن را به ترفندی میانگارد. پیرمردها شتابزده از آن به سمت ماجراهای عاشقانه محلی و زندگی عادی برمیگردند، بداندیشها امی کوچک را خواهر لولیتا میپندارند، و مریدان ساحر وینی در آن دنیای گروتسک و مضحک آلوده به گناه همگانی بر آن پوزخند میزنند. ولی همانطور که نویسنده «گفتمانی ...
زنگ در
در حالی که ابریشم آبی درخشان شانههای مادرش را نوازش میکرد، گفت:«فردا صبح میروم. دلم هوای شمال را کرده. نروژ، شاید. ممکن است برای شکار نهنگ سری هم به دریا بزنم. برایت نامه مینویسم. یکی دو سال دیگر باز به دیدنت میآیم، آنوقت شاید بیشتر پیشت بمانم. به خاطر جنون سرگردانیام مرا سرزنش نکن.»
نمادها و نشانهها
من مانند یک نابغه فکر میکنم.
و همانند نویسندهای برجسته مینویسم و مانند یک بچه حرف میزنم.