رمان خارجی

قصر

(Das schlob)

قصر در فریدلند، راه‌های بسیار برای دیدن آن: از دشت، از روی یک پل، از داخل پارک،‌ از میان درخت‌های بی‌برگ و بار، از درون جنگل و از لابه‌لای صنوبرهای بلند. قصر به گونه‌ای نامنتظر روی هم بنا شده،‌ طوری که وقتی وارد محوطه حیاط می‌شوی، تا مدتی تصویر یک‌دست پدید نمی‌آورد. زیرا پیچک‌های تیره، دیوار خاکستری ـ سیاه، برق سپید، یخی به رنگ سنگ که سراشیبی‌ها را پوشانده، به گونه‌گونگی دامن می‌زند. قصر را به گرد قله نسبتا نوک‌تیز ساخته‌اند و نه بر سطح هموار روی آن. من در حالی که مرتب سر می‌خوردم از راه سواره‌رو بالا ‌رفتم. ولی سرایدار قصر که در بلندی به او پیوستم، با استفاده از دو پلکان به آسانی بالا آمد... یک پلکان در کنار دیوار در نیمه راه بیهوده به پایان می‌رسد. زنجیره‌های پل متحرک به خود رها شده، از قلاب به زیر آویخته‌اند.

ماهی
9789642090235
۱۳۸۸
۴۳۲ صفحه
۲۱۸۷ مشاهده
۰ نقل قول
فرانتس کافکا
صفحه نویسنده فرانتس کافکا
۴۱ رمان آثار کافکا ـ که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند ـ در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند. مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستند. به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش پا افتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانه توصیف می‌کنند ـ فضاهایی که در داستان‌های کافکا زیاد پیش می‌آیند ـ کافکایی می‌گویند. کافکا در یک خانوادهٔ آلمانی‌زبان ...
دیگر رمان‌های فرانتس کافکا
محاکمه
محاکمه خواندن کافکا به نگریستن در آینه‌های کوژ و کاو می‌ماند. یافتن آنچه در ذهن غریب او می‌گذرد دشوار است. در پس واژه‌های ساده و جمله‌ها و عبارات ساده و بی‌تکلیف اما با وسواس انتخاب شده او چه اوهام و اندیشه‌هایی نهفته است؟ استاروبینسکی، منتقد سوئیسی می‌گوید: «فرانتس کافکا، آن‌طور که به نظر ما می‌آید، انسانی است دچار دردی عجیب... انسانی ...
گزارشی برای 1 آکادمی
گزارشی برای 1 آکادمی کافکا داستان گزارشی برای 1 آکادمی را در سال 1917 میلادی یعنی در واقع 5 سال بعد از انتشار داستان مسخ به رشته تحریر درآورد.در میان منتقدین در این موارد اختلاف نظر به وجود آمد که آیا آنجا یک میمون به انسان تبدیل می‌شود ؟ و آیا پتر قرمزی میمون است یا انسان؟ و یا شاید هم هیچ ...
مسخ و داستان‌های دیگر به همراه پیام کافکا
مسخ و داستان‌های دیگر به همراه پیام کافکا رساترین تعریفی که می‌توانیم از هنر به دست دهیم این است: زیبایی به اضافه دریغ. هر جا زیبایی هست، دریغ هم هست، به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست. زیبایی همیشه می‌میرد، وقتی ماده بمیرد، رفتار هم می‌میرد، وقتی فرد بمیرد، جهان هم می‌میرد. اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشره شناسانه بداند، به ...
هنرمند گرسنه
هنرمند گرسنه هراس، تیره بختی است. اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
نامه‌هایی به میلنا
نامه‌هایی به میلنا در ((نامه‌هایی به میلنا))، عشق به مصاف خودشناسی بیرحمانه و اندیشه‌های پر کشمکش می‌رود. این همه ترس و تشویش،‌ این همه مشتاقی و پریشانی و این همه کشش و گریز از چیست؟ جاذبه زنانه یا مهارشدنی و تدبیر‌ پذیر است یا صیاد اراده. در هر حال، به شرط رضایت معشوق،‌ تصمیم برای مرد عامی چندان دشوار نیست، کافکا را چه ...
مشاهده تمام رمان های فرانتس کافکا
مجموعه‌ها