۳۹ رمان
ژوزه ساراماگو نویسندهٔ پرتغالی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸ میلادی است.ساراماگو در دهکدهای کوچک در شمال لیسبون در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد، او دو سال بعد به همراه خانواده به لیسبون رفت و تحصیلات دبیرستانی خود را برای امرار معاش نیمه تمام گذاشت و به شغلهای مختلفی نظیر آهنگری، مکانیکی و کارگری روزمزدی پرداخت. پس از مدتی نیز به مترجمی و نویسندگی در روزنامه ارگان حزب کمونیست پرتغال مشغول شد. اگرچه اولین رمان او به نام کشورگناه ...
هجوم دوباره مرگ
شمار قربانیان مرگ، بیش از حد تصور بود. حدود 60 هزار نفر در فهرست انتظار مرگ قرار داشتند. به عبارت دقیقتر تعداد آنها شصت و دو هزار و پانصد و هشتاد نفر بود که در یک لحظه، با هم از دنیا رفته بودند. نیروی بالقوه مرگ که البته با بعضی از اقدامات مربوط به کشتار دسته جمعی قابل مقایسه بود، ...
مرد اسب
صندلی شروع به افتادن کرد، شروع به پایین آمدن، شروع به کج شدن، شروع به سقوط کردن، شروع به باز شدن، ولی نه به معنای واقعی واژهها باز شدن یا باز کردن، به معنای گشودن یا برداشتن بندهاست. خوب، در مورد صندلی نمیتوان گفت که بند دارد. اگر هم داشته باشد، برای نگه داشتن صندلی شروع به افتادن میکنند، و ...
داستان جزیره ناشناخته
«چه کسی به تو گفته است، پادشاه، که هیچ جزیره ناشناختهای باقی نمانده است، همه آنها روی نقشهها هستند، روی نقشهها فقط جزیرههای شناخته شده هستند، و کدام جزیره ناشناخته است که تو جویای آنی، اگر میتوانستم به تو بگویم، آن وقت ناشناخته نبود، شاه پرسید جدیتر اینبار، از که شنیدی که درباره آن سخن بگوید، از هیچکس، در این ...
خرده خاطرات
خرده خاطرات حکایت زندگی من و توست. با خواندن این خاطرات درمییابیم که زندگی همه ما کم و بیش یک جور است. شیطنتهای دوران کودکی، عاشقی، و عشقهای نافرجام نوجوانی و پا گذاشتن به دوران منطق و حسابگری. خرده خاطرات حکایت خودنوشت و حدیث نفسی از خاطرات روزگار کودکی نویسندهایست که جهان را تکان داد. ساراماگو در این کتاب به ...
کوری
کور شدم، کور شدم. فریادیست وحشتآور دنیایی که همه ادعای بینایی میکنند، در حالی که همواره کورترین آدمها آنهایی بودند که نمیخواستند ببینند نه آنهایی که به واقع نمیدیدند. این کوری سفید همه را به کام خود میکشد و در یک آن شعور و شرافت را از مردم میستاند. دیگر نه تمدنی میماند نه انسانیتی. تکنولوژی دیگر به کار نخواهد ...